مجيد عبداللهي
خرداش» در طول فعاليت خود به ظرايف زيادي پيبرد. ظرايفي كه آنها را از ديگران متمايز ميكرد. يكي از اين ظرايف نحوه برخورد با ديگر جريانهاي موجود بود. مبناي خرداش و دوستانش براي نقد حركت هر خري ميزان تطبيق عملكرد او با اصول جامعه خرها بود. آنها به عمل خر مورد نظر نگاه ميكردند نه اينكه او جزء «خرهاي اصولگرا»ست يا «خرهاي آزاديخواه» و يا «خرهاي سكولار». حتي گاهي اوقات وظيفه خود را در نقد «خرهاي به ظاهر خودي» بيشتر ميدانستند. چون هر چه باشد اين عده با ظاهر «خر ريششان» و عمل «دين تيغشان» تيشه به ريشه همه چيز ميزدند و ضررشان با ديگر «خرهاي خرابكار» قابل مقايسه نبود.
نگاه سياسي به كار هم، يكي از ظرايف به حساب ميآمد. زمان انتخابات شده بود. همة خرها به جنب و جوش افتاده بودند. «خرهاي كانديدا» خيلي خركي تبليغ ميكردند. هر كدام به شيوهاي. بعضيها تعدادي از خرها را كرايه كرده و بر روي پالان آنها تبليغ كرده بودند. حتي «خرهاي مسافربري و عمومي» هم از اين تبليغات در امان نمانده بودند. بعضي عكسهاي خود را طوري روي سُم «خر بوق»هايشان حك كرده بودند كه همه جا روي زمين تصوير خودشان نقش ببندد. عدهاي از «كانديداهاي خر»، خرها و كرهخرها را به ضيافت دعوت كرده، با دادن يونجه و شبدر تازه به همراه شلغم، رأي آنها را جمع ميكردند. بعضي براي خود گروه سرود و «اُپرا خري» راه انداخته بودند. خرهايي كه صدايشان مثل گاو كلفت بود در اين گروهها كارآيي زيادي از خودشان نشان ميدادند. بعضيها هم به فكر تهيه فيلم تبليغاتي افتاده بودند. آنها در اين فيلم با ميكس صحنههايي كه جمعيت دارند برايشان ابراز احساسات ميكنند و آنها هم دارند براي جمعيت سم تكان ميدهند، خود را خري محبوب نشان ميدادند. در اين فيلمها به سراغ «خرهاي احساساتي» هم رفته بودند تا در مقابل دوربين اشك توي چشمانشان جمع شود و گريه كنند تا كار احساسي هم بر روي مخاطب انجام بگيرد.
پوسترهاي خوش آب رنگي هم چاپ شده بود كه به انواع و اقسام ژستهاي ممكن براي تصوير برداري از يك خر را در برداشت. از حالت عرعر كردن، شيهه كشيدن، جفتك زدن، يورتمه رفتن و در تأمل بودن يك خر گرفته تا جفتك زدن، چهار نعل كردن و سينه خيز رفتن.
ميتينگهاي انتخاباتياي هم كه برگزار ميشد خيلي جذاب بود. تو يكي از آنها كه «خرداش» رفته بود ببيند چه خبر است، ديد كره خرها و ماچه خرهاي زيادي آمدهاند و خر تو خر، سرپا ايستادهاند.
به دُم هر كدام از اين خرها عكس كانديداي محبوبشان به شكل پرچمهاي كوچكي چسبانده شده بود و آنها تكانش ميدادند! به محض ورود كانديدا صداي سوت و كف بلند شد و بعدش هم شعار
در همين اوضاع واحوال بين خرداش و بعضي از رفقايش بحث درگرفت. آنها ميگفتند در اين شرايط و با وجود تأثير زيادي كه «رئيسجمهور آينده خرها» ميتواند داشته باشد، بايد براي كسي كه به نظرمان از همه خرهاي كانديدا بهتر است تبليغ كنيم. نه اينكه بنشينم و نگاه كنيم. ولي خرداش با آنها مخالف بود و ميگفت «اين كار شما خريّت است. مگر ما “خر سياسي” هستيم كه براي كسي تبليغ كنيم؟ ما بايد حرفهاي خودمان را بزنيم. حالا هر خر كانديدايي كه با آن تطبيق بيشتر داشته باشد، طبيعتاً نفع بيشتري خواهد برد».
گذشت و «خردار» هم از شانس بد اين كرهخرها رأي نياورد و فقط بدنامياش براي آنها ماند. چون هر كاري كه ميتوانستند براي جمع كردن رأي كرده بودند و حالا همه خرها آنها را بعنوان خرهايي سياسي ميشناختند.
1) خرهاي تبليغاتچي.
2) چه علي خواجه، چه خواجه علي.
3) قروقاطي، بدون تفكيكِ «ماچه خرها» از «كره خرها»
صفحه نخست