دارالخلافه مدینه : علی (ع) مشغول امور مسلمین است و عمار یاسر در خدمت اوست.
طلحه و زبیر به قصد گرفتن حکومت بصره و کوفه وارد می شوند.
مشتی سنگ ریزه در پیش روی علی است.علی (ع) همچنان به کار خویش مشغول است.سنگ ریزه ای را بر میدارد و به عمار میدهد و عمار آنرا در کوزه ای می اندازد و دو سنگ ریزه دیگر را به علی میدهد.
طلحه: یا عمار حکایت این سنگ ریزه ها چیست؟
عمار: اینان امت در ذمه خلافت اند.که علی به کار تک تک شان میرسد.
زبیر به طلحه میگوید: شک ندارم که آن دو سنگ ریزه ما بودیم.امارت بصره بر تو مبارک باد.
طلحه: یا عمار آن دو سنگ ریزه که بودند؟
عمار : این دو دو کودکی هستند که دیشب یتیم بدنیا آمدند.
زبیر: وان سنگ ریزه ای که در کوزه انداختی چه؟
عمار: آن پیر مردی بود که کارش سفید کردن ظروف مردم بود و دیشب به رحمت خدا رفت.
طلحه و زبیر با حسرت یکدیگر را مینگرند.
طلحه:یا عمار ما مهمان علی هستیم .علی از ما پذیرایی نمی کند؟
عمار:علی روزه است.
زبیر : میل داریم از آنچه علی با آن افطار میکند به ما نیز دهی.
عمار تکه ای نان خشک پیش رو می آورد و میگوید: نمیتوانید.شما با خوراک علی سازگار نیستید.
طلحه و زبیر بیشتر تعجب میکنند.عمار با خرما از ایشان پذیرایی میکند.
در این هنگام علی علیه السلام چراغی را از عمار طلب میکند و آن را روشن و چراغ روشنایی که در پیش رو دارد را خاموش میکند.
زبیر :حکایت این دو چراغ چیست؟
عمار: چراغ قبلی از مال بیت المال بود و چون علی از کار خلق آسوده شد چراغی از مال خویش را روشن کرد تا به کار شخصی شما دو صحابی بپردازد.
زبیر به طلحه نگاه میکند.طلحه به زبیر.
پیداست که از مقصود خویش سخت ناامیدند. طلحه بر می خیزد و در راه خروج می گوید: آمده بودیم تا علی را ببینیم. سلام ما را به او برسان !!!
این است عدالت علی(ع ).در شب شهادت مولا (ع ) روا ندیدم که از چیزی جز علی بگویم. برای ما علی پرست ها و نهج البلاغه خوان ها که نماز جمعه مان را برای این می رویم که در خطبه اول قطعه ای از نهج البلاغه در مذمت دنیا و ترس از آخرت بشنویم و خطبه دوم را برای شنیدن دوباره قطعه ای نامه علی به مالک یا فرزندش حسن(ع) در امور حکومت ، برای مایی که ایدئولوژی جز گفتمان علی (ع) نداریم ، برای مایی که شریعتی را فقط به خاطر عشق به علی دوست می داریم و حکومتی جز حکومتی اسلامی نمی خواهیم چرا که تشنه عدالت علی(ع) هستیم ، برای ما که در علی غوطه میخوریم و غبطه میخوریم به کسانی که او را درک کرده اند و حسرت میخوریم که نمیتوانیم شیعه او باشیم، درد بزرگی است.
درد بزرگی است ای اهل دنیا و ای حاکمان ،ادعای علی داشتن و با او سر سوزنی سازگاری نداشتنف
ابن عباس به علی توصیه میکرد همه حاکمان را عوض کن به جز معاویه،که نهع توان مقابله با او را داری و نه بودن یک حاکم فاسد همچون او برای تو مشکلی ایجاد میکند. با او بساز تا با تو بسازد.
و علی نساخت.علی با حاکم نالایق نساخت و اولین کسی که عزل کرد معاویه پسر ابوسفیان بود.
علی هیچ کس را در ولایتش بر نمی تابید اگر ذره ای خطا کند.
و حال کجاست آقای احمدی نژاد که با انتصاب مدیران نالایق دل همه دوستداران عدل علی را خون کرده؟ عدالت و مهرورزی آقای رئیس جمهور چه شد؟
کجا علی (ع ) با کسی مسامحه کرد که شما می کنید؟
کجا علی توصیه های اطرافیانش را در باب افراد باند باز و جاه طلب پذیرفت که شما می پذیرید و با کمال بی شرمی پای رهبر و مراجع را هم برای مشروعیت بخشیدن به وزارت او به میان می کشید؟
کردان معاویه زمان است و مشایی ابو موسی اشعری زمان ، چه بخواهید بپذیرید و چه نخواهید.ما ا«چه از علی میدانستیم به شما گفتیم. "انما انت مذکر لست علیهم بمسیطر" گفتیم ولی نمی توان اجبار کنیم.این شمایید که باید پاسخگو باشید.
صفحه نخست