تبليغاتX
16 آذر - طنزستان
انجمن اسلامی دانشجویان 1358

دانشگاه .............و .............

اداره کل نظمیه

نام : رضا

شهرت:نساجی زواره (مشهور به جنبش)

موضوع:تشکل انجمن اسلامی دانشجویان مستقل (1358)

نامبرده دبیر تشکیلات تشکل انجمن اسلامی مستقل بوده که در آخرین نشست اتحادیه مذکور به عنوان سخنگوی کمیسون سیاسی اتحادیه انجمنهای اسلامی انتخاب گردیده است.وی تاکنون چند عنوان مطلب در سایت خبری تحلیلی دانشجویان مستقل نوشته که از جمله خبر مربوط به مشکلات سوخت در دانشگاه سیستان و بلوچستان –مشروح میزگرد تشکلهای دانشجویی در آذر ماه 86 در دانشگاه-و چند عنوان مصاحبه و بیانیه می باشد.

از آنجا که فرد یاد شده ،در نوشتن طنز تخصص داشته و قصددارد فعالیتهای مطبوعاتی خود را گسترش دهد ،لازم است هر چه بیشتر زیر نظر گرفته شود.(نظر شنبه)

ملاحضات:احتمال عضویت یا شرکت در انتخابات شورای مرکزی اتحادیه انجمنهای مستقل بررسی شود.

نظر یک شنبه :پرونده آموزشی ملاحظه گردید .مشکل خاصی وجود ندارد .نامبرده دانشجوی ترم 8 فیزیک بوده و در یک یا دو ترم آینده فارغ التحصیل خواهد شد.

نظر دوشنبه:نظر یک شنبه صحیح است.

رونوشت به اداره امنیه:و ضعیت شخص مذکور از اتحادیه استعلام شود.

نسبت به استعلام اقدام شود.

اداره کل نظمیه

از طرف........

 

 

 

دانشگاه .............و .............

اداره کل نظمیه

نام :رضا

شهرت: نساج (مشهور به جنبش دانشجویی و جنبش)

موضوع:اقدامات خرابکارانه در خوابگاه دانشجویی

به اطلاع میرساند مدتی است که در خوابگاه 5مهندسی اتاقهای ....و.... افراد مشکوکی ساکن و یا رفت و آمد میکنند و حول شخصی به نام رضا نساجی مشهور به جنبش و پیغمبر خوابگاه 5 جمع می شوند.پیرو گزارش قبلی در تاریخ // در جمع ایشان حاضر و گزارش از سخنان ایشان تهیه نمودم که به پیوست ارسال می گردد.

لازم به ذکر است طرفداران این شخصیت وی را به تاسی از شخصیت دکتر علی شریعتی که مدتی در زندان اوین به پیغمبر بند 5 شهرت داشت ،او را پیغمبر خوابگاه 5 می نامند.

نظر شنبه: ادعای وی در شباهت به دکتر شریعتی محل اشکال است.

نظر یک شنبه: میزان مطالعه وی از کتب این شخصیت بررسی شود.

نظر دو شنبه : با توجه به عدم محبوبیت دکتر شریعتی در میان بسیاری دانشجویان مذهبی ،افشای این موضوع کارکرد مثبت خواهد داشت.

رونوشت به:معاونت ...........و...........                

اداره کل نظمیه

                                                                        از طرف...........

 

 

اداره کل نظمیه

 

مصاحبه/بازجویی  با  :رضا نساجی زواره   فرزند ............

در ارتباط با :گروه موسوم به انجمن اسلامی دانشجویان 1358

 

نسبت به اتهامات و سوالات مطروحه چنانچه پاسخی دارید مکتوب و تایید نمایید.

س: اظهارات خود  را چگونه تایید می کنید.

ج: با امضا تایید میکنم.

س: شما متهم هستید به توهین و تشویش اذهان عمومی ،افترا به نهاد ها و تشکل های دانشگاه .تایید می کنید؟

ج: مشخص نیست کدام نهاد و کدام تشکل  ؟

س: با توجه به اظهارات خودتان  در جلسات متعدد ، هر کدام را که فکر می کنید مرقوم نمایید.

ج: با توجه به مبهم بودن سوال ، فرض را بر توهین به رئیس دانشگاه ،اداره کل نظمیه و تشکل ....گذاشته و پاسخ می دهم.

اگر منظور ریاست دانشگاه باشد ،اصلا به شما چه؟ اصلا به 40 تا دانشجویی که یک مشت رابط اداره نظمیه بوده اند چه مربوط ؟ شما مگر کاسه داغ تر از آش هستید؟خودشان مگر زبان ندارند؟

اگر منظور اداره نظمیه بوده است باز هم به شما چه مربوط ؟شما مگر فوضول مردم هستید؟

اگر تشکل ......است من خود قبلا عضو آنجا بوده ام ،سخنگوی سیاسی بوده ام به شما چه مربوط؟

دیگر حرفی ندارم.

س: طبق شکایت 6 تن از دانشجویان ،شما در پایان جلسه پرسش و پاسخ اقدام به توهین به یکی از آنان نموده اید.در این رابطه چه دفاعی از خود دارید؟

ج:اگر منظور همان کسانی باشد که در پایان جلسه اقدام به ضرب و شتم و توهین به شخص اینجانب نبوده اند لازم است یاد آوری کنم که بنده نه تنها توهین نکرده ام بلکه به بنده توهین شده و خود من شاکی هستم و باید به شکایت من رسیدگی شود.شاهدان حاضرند شهادت بدهند.

س: اگر شما مورد حمله قرار گرفته و به شما توهین شده است ،چرا زودتر شکایت نکردید؟

ج:بنده که قصد ایجاد جنجال ندارم.ضمنا من ایشان را نمی شناختم و فکر نمی کردم مساله اینقدر راحت جدی باشد.حال که اقدام به شکایت نموده اند بنده هم از حق خود برای شکایت متقابل نمی گذرم و باید جواب شکایت بنده داده شود.

س: چون شما دیر تر اقدام به شکایت کرده اید شکایت شمال قابل طرح نیست.

ج:آقا مگه نونواییه که هر کی زودتر اومد زودتر نون بگیره؟مگه صف و صف بندیه و نوبتیه؟

به من توهین شده و کتک خورده ام و شاهد هم دارم .چرا شما شاهد مرا احضار نمی کنید؟

س: اشکال شما از دید ما وارد نیست.دفاع دیگری دارید؟

ج:خیر ندارم.

س: شما متهم هستید به توهین و افترا و برهم زدن نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی.در این رابطه چه دفاعی دارید؟

ج:آقا مگه اقتصاده یا شرکته که خصوصی و عمومی داشته باشه؟کودوم ذهن ؟کودوم نظم؟من تازه یه عده رو که قصد جنجال داشتند آروم کردم .من اگر با بچه های فلان تشکل صحبت کنم و آرومشون کنم شما میگید تبانی کردی و وابسته هستی.اگر هم نکنم و سر و صدا کنند می گید بر هم زدن نظم عمومی.آقا من به کودوم ساز شما باید برقصم؟

س: پس شما اقدام به رقص هم می کنید.در این رابطه چه دفاعی دارید؟

ج: چه دفاعی؟ چه کشکی؟ یعنی چی حرف دهن آدم می ذاری آقا؟

س: شما بنده را متهم میکنید.پس اتهام متهم ساختن نهاد های دولتی هم به اتهامات شما افزوده شد.دفاعی دارید؟

ج:چه دفاعی؟آقا مگه با دفاع میشه از پس شما براومد؟باید به شما حمله کرد آقا.

س: شما اقدام به تهدید و حمله نمودید. در رابطه با این اتهام چه پاسخی دارید؟

ج:آقا می بخشید.شما انسان هستید یا نه؟

س: بله .چرا که نه؟

ج:می خواستم بگم اگه ممکنه این رو هم به اتهامات من اضافه کنید که شما رو داخل آدم حساب کردم!!!

گناه سنگینیه نه؟

س: طفره نرید.اتهام اتلاف وقت نهادهای دولتی و نیز تشویش اذهان مدیران به اتهامات شما افزوده شد.

ج: آقا معذرت.یه سوالی برام پیش اومد.من قبلا متهم شده بودم به تشویش اذهان عمومی.حالا متهم شدم به تشویش اذهان مدیران دولتی.یعنی شما جزء بخش خصوصی هستید؟

س: منظور؟

ج: منظورم این بود که تو کار ما عمومی ها و عوام الناس بیچاره دخالت نکنید.ما اگه شمارو نخواهیم باید کی رو ببینیم؟

س:آخرین دفاعیه خودتون را بفرمایید.

ج: من فقط می خواستم در مقابل این دادگاه چند جمله بگم.

اینکه من به خاطر شما دانشجویان اینجا هستم.من دبیر تشکیلات نبودم .... من طنز نویس نبودم...من روزنامه نگار نبودم...من اصلا کاره ای نبودم....من جوگیر شده بودم....من اشتباهی بودم!!!

خدا رو شاهد می گیرم  که من هیچی رو برای خودم نخواستم .هیچی توی جیب خودم نذاشتم .من حتی پول کار دانشجویی های خودم و سایر اعضای انجمن رو برای هزینه های انجمن خرج می کردم.من همه تلفنهای انجمن رو با موبایل خودم انجام می دادم .من کامپیوتر نداشتم.......دفتر نداشتم....بودجه نداشتم.

من قسم میخورم که آب میوه ندزدیدم .مهمان دعوت نکردم که بلیطش رو توی بازار سیاه بفروشم.من مشروط شدم ولی مایوس نشدم.من همه چیزم رو برای این دانشجو ها دادم.

من شریف بدنیا آمدم،عدالتخواه زندگی کردم ،آرمانگرا بودم ....من هیچی رو برای خودم نخواستم .......

 فقط همین ها را می خواستم بگویم. 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:36  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
<-LinkTitle->
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->

آرشیو موضوعی
<-CategoryName->

نویسندگان
<-AuthorName->

پیوندها
<-LinkTitle->

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM