تبليغاتX
16 آذر
انجمن اسلامی دانشجویان 1358
               انتخابات شوراي صنفي

انتخابات شوراي صنفي دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان برگزار شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 17:54  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

مصاحبه اندیشه آزاد با  اعضای آخرین شورای صنفی دانشگاه

ایام تعطیلات نوروز و چند روز پیش از آن برای من مجالی بود تا بتوانم با تعدادی از اعضای شورای مرکزی و فعالان دوره پنجم شورای صنفی ملاقات و از نزدیک گفتگو کنم .اگر ایام تعطیل به واسطه بازگشت از نشست سیاسی انجمنهای اسلامی در پردیس قم دانشگاه تهران به زاهدان جهت دفاع از خود در کمیته انضباطی دانشجویان دانشگاه بر من سخت شد اما در بازگشت به تهران فرصت آن را یافتم که در سه دیدار جداگانه مصاحبه هایی را با این عزیزان ترتیب دهم که حاصل آن چیزی است که در ادامه میخوانید.

مصاحبه با فعالان دوره پنجم و ششم شورای صنفی دانشجویان

اسدی و طریقتی را نخست 27 اسفند در پارک لاله تهران ملاقات کردم .گرچه پیش از این هم بارها طریقتی را به عنوان دانشجوی فیزیک و اسدی را به عنوان شخصیتی جالب و بسیار شوخ در دانشگاه میشناختم .اما گفتگو با این دو بر سر آنچه از دست داده ایم و یا آنچه که بود  و با تجدید خاطره ای که این دو از شورای پنجم یا " شورایی که بسته شد" و شورای ششم "شورایی که هیچ گاه آغاز نشد" مهم می نمود. طریقتی دوران خدمت وظیفه خود را در تهران میگذراند و اسدی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی مالک اشتر تهران است بنابراین پیدا کردن این دو کار چندان سختی نبود به نحوی که در ساعات آغازین شب پیاده خود را از محل کارم در خیابان لاله زار جنوبی تهران تا انقلاب ،خیابانی که متعلق به ما دانشجویان است رساندم و کمی بعد در پارک لاله گفتگویی بین ما به عنوان دو نسل از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان آغاز شد که در زیر می خوانید.

- در ابتدا ضمن یک توضیح کوتاه پیرامون کلیت شورای صنفی و سوابق آن در دانشگاه بگویید.

طریقتی: اگر بخواهیم ریشه شورای صنفی را بیابیم برمیگردد به زمانی که برخی از کسانی که در دوران دانشجویی خود عضو کنفدراسیون دانشجویان ایران در خارج از کشور بودند دردوران دوم خرداد و درون وزارت علوم به این نتیجه رسیدند که تشکلی ایجاد کنند که ویژگی های آنزمان را داشته باشد چرا که  نمی توانستند به تشکلهای موجود امید وار باشند د.این بود که شورای صنفی از همان سال 76  در دانشگاه های کشور پا گرفت .

- آقای اسدی اخیرا اتهامات چندی علیه شورای صنفی پنجم و دبیر اول و دوم آن مطرح است.از جمله اینکه شخص دکتر اکبری از موارد فساد اخلاقی سخن به میان آورده اند. در این زمینه چه پاسخی دارید؟

اسدی: ببینید در غیاب ما حرفهای زیادی میتوانند بگویند ولی آیا در حضور خود افراد هم میشود چنین ادعاهایی را کرد؟مثلا من به خاطر دارم که یک زمانی دنبال این بودند که از آقای سراج بهانه بگیرند و حتی او را با موتر تعقیب میکردند .اما حداکثر اشکالی که میتوانستند از او بگیرند این بود که روزی یک نخ سیگار می کشید.

- دکتر اکبری در آخرین موضع گیری خودشان اعلام کردند که بارها و بارها اعضای شورا به من مراجعه و از من میخواستند که نسبت به حضور دو نفر که در تشکیلات مشکل ساز هستند اقدام کنم .شما چه می گویید؟

اسدی: این حرف اصلا قابل استناد نیست.مسائل تشکلها به خودشان مربوط میشود. اگر دو نفر مشکل دارند ،بقیه میتوانند رای گیری کنندو آنها را عزل کنند.اصلا چرا کسانی که این حرفها را مطرح میکنند ، مدرک رو نمی کنند و اسم نمی آورند؟

- البته من هم در پاسخ ایشان ،ضمن بیان بیان اینکه این اتهامات غیر قابل اثبات و کذب محض است .اعلام کردم که حاضریم با دعوت از دو تن از اعضای برجسته شورا،آقایان سراج و صفاکیش جلسه پرسش و پاسخ یا تریبون آزاد گذاشته شود که با حضور خودشان  این مسائل مطرح شود  و نه اینکه پشت سر دو دانشجوی فارغ التحصیل موضع گیری کنند.که ایشان پاسخ دادند : این دو برای دانشگاه سم اند و ورود یکی شان به دانشگاه ممنوع است.

شما در این رابطه چه می گویید؟

طریقتی: این موضوع که آقای سراج ممنوع الورود به دانشگاه است درست ،اصلا ایشان ممنوع الورود به استان هستند. ولی آیا مجرم بودند؟ ایشان رتبه کنکور ارشدشان 2 بود که اول اعلام کردند 150 و بعد مشخص شد تک رقمی بوده والان هم دانشجوی ارشد تاریخ دانشگاه تهران هستند و دانشجوی دکتر ظریفیان معاون دانشجوی و فرهنگی سابق وزارت علوم هستند.

من مدتی پیش تماس با ایشان گرفتم گویا ایران نبودند؟

طریقتی: بله اگر چنین کسی به قول دکتر اکبری ممنوع الورود است با این حساب باید ممنوع الخروج از کشور هم باشد در حالیکه ایشان تا همین چند روز پیش مسافرت دانشجویی به تایلند داشتند و تازه هم از سفر برگشته اند.

- شما کادر مرکزی شورا چگونه ارزیابی میکنید؟

اسدی: من نظرم اینست که دیگر چنین شورایی تکرار نخواهد شد.حتی اگر هم شما بتوانید دو.باره شورا را برپا کنید که من بعید میدانم بشود نمی توانید این چنین آدم های هم فکر و همسویی را گرد آم بیاورید که فارغ ازتعصبات دانشکده ای و رشته ای و قومی فعالیت کنند.

- عملکرد شورا در دوره های قبل چگونه بود؟

اسدی: ما دوره پنجم بودیم دوره اول و دوم در سالهای 77تا 79 آقای کاوه نظری دبیر اول شد.

دوره سوم سال 80-79 آقای نوذر صفری بود و دوره چهارم هم  81-80 بود که آقای منوچهر علی نژاد  دبیر شدند.در این سالها یا وحدت و هم دلی نبود و یا اینکه اعضای شورا دنبال مسائل شخصی بودند یکی امتیاز مخابرات دانشگاه را می گرفت یکی بوفه و کسی به فکر دانشجو نبود.

- حمایت دانشجویان را پس از بروز درگیری های انضباطی چگونه دیدید؟

اسدی: من واقعا  از این موضوع گله مندم . من خاطرم هست همان کسانی که میلاد سراج را حمایت می کردندو او خودش را برای آنها وقف کرده بود پشتش را خالی کردند و وقتی به دانشگاه قزوین تبعید شد  با تمسخر از او یاد میکردند.

-دانشگاه را چگونه ارزیابی می کنید؟

طریقتی :در حق ما ظلم کردند.طبق قانون می بایست دانشگاه برای هر کدام ارز دانشجویانش که دادگاه داشته باشنمد وکیل بگیرد.من یادم هست که یم بار فردی را به جرم قتل عمد در خوابگاه گرفتند و دانشگاه برایش وکیل گرفت.اما برای آقای سراج دانشگاه در دادگاه انقلاب وکیل نفرستاد،اما چون ایشان عضو جبهه مشارکت بود آنها تماس گرفتند که ما از تهران وکیل بفرستیم و در نهایت هم وکلایی در زاهدان از ایشان دفاع کردند و تبرئه شد.

- پس از صدور این احکام شورا چه کرد؟

طریقتی: ما دوباره رای گیری کردیم و شورای مرکزی جدید تشکیل شد.

سال 83 هم من آقای طریقتی مهدی دانش نظر و خانم کردی نزاد بودیم که انتخابات را برگزار کردیم که دانشگاه اعلام کرد انتخابات به حد نصاب نرسیده و آراء  را باطل کرد.در حالیکه من یادم هست  فقط در دانشکده مهندسی نفر اول 150 رای آورده بود.یا  مثلا در انتخابات دوره قبل نفر اول مهندسی 22 رای آورده بود.

در سال 84 هم انتخابات را برگزار کردیم که گفتند به حد نصاب نرسیده ولی تا جایی که من اطلاع دارم نفر اول 700 رای آورده بود که آمار بسیار بالایی بود.

- چه بلایی بر سر دفتر و امکانات شورا آمد؟

اسدی: بعد از آقای سراج من چون دفتردار بودم و تمام نامه ها از زیر دست من در می آمد کپی یرخی سندها را نگه داشتم .ولی مدارک در زونکن های انجمن موجود بود و گمان میکنم هنوز هم باشد.

- تا جایی که من میدانم دانشگاه دفاتر شورا به دیگر تشکلها  واگذار کرده است.

اسدی: اطلاع ندارم ولی فکر می کنم آقای فاضل مدیر امور دانشجویی اسناد را در اختیار داشته باشد.

بعد از ماجراهای سال 82 و 83 شما ودیگر اعضای شورای مرکزی چه کردید؟

طریقتی:بچه اکثرا جذب فعالیتهای علمی شدند .برخی ها هم مثل آقای صفاکیش چون حذف ترم و تعلیق بودند عملا حذف سیاسی شدند و نمی توانستند کاری بکنند.ولی همگی در زمینه علمی موفق بودند.

مثلا از بچه های ما سه نفر دانشجوی شیمی بودن آقای باوفا آقای فاتحی و تیمور تاش که اینها هر سه رتبه زیر 20 کنکورکارشناسی ارشد شدند.

اسدی: من خودم چون آدمی نبودم که از فعالیت های جمعی دست بکشم وارد انجمن علمی مکانیک شدم و در سال 83 انجمن را احیا کردیم توانستیم دو شماره از نشریه تخصصی گام اول را منتشر کنیم که من در شماره 6 ام مدیر مسئول و در شماره 7 ام هم مدیر مسئول و هم سردبیر بودم.علاوه برر این نماینده کمیسون علمی استان در مجمع مرکزی سازمان ملی جوانان کشور در سالهای 84و 85 بودم.

یا آقای مجتبی محمودی سردبیر نشریهع ساختار انجمن علمی عمران بود.

طریقتی:بچه های شورا یک برهه نشریه تخصص با جذب بهترین اساتید دانشگاه که الان هیچ کدام هم نیستند به نام آکوا تدوین کردند که وزارت علوم استقبال زیادی کرد اما همکاری مسئولین وجود نداشت و تعطیل شد.

اسدی:این که بگویند اعضای شورا فلان بودند و فلان کذب است وگرنه آقای سراج شاگرد اول گروه تاریخ بود ،من خودم داانشجوی کارشناسی ارشد هوافضای دانشگاه صنعتی مالک اشتر هستم.خانم کردی نژاد تهران ارشد می خواند.

اگر قرار بود که اتهامات مسئولین دانشگاه صحت داشته باشد آقای صفاکیش یا سراج الان حذف شده بودند.در حالیکه صفاکیش الان در سازمان انرژی اتمی کار میکند که بیشترین سخت گیری ها را در جذب نیرو دارد.

حرف آخرتان برای دانشجویان چیست؟

گرچه بعید میدانم شورا دوباره تشکیل شود اما به هر حال باز هم تاکید میکنم آن شورا تکرار نخواهد شد.شورایی که یک ترم چهارده هزار ساعت کاردانشجویی را به دانشگاه می بخشد و هم و غم اش مشکلات دانشجو باشد.شورایی که اعضای آن مثل آقای سراج هم عضو انجمن باشد و هم در شورا فعالیت کند و هم در عرصه علمی موفق باشد.من بعید میدانم اما برای شما آرزوی موفقیت میکنم که بتوانید شورایی بدور از مسائل سیاسی و. حاشیه ای تشکیل دهید و در کارتان موفق باشید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:3  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

مصاحبه با میلاد سراج دبیر اول پنجمین شورای صنفی دانشجویان

میلاد سراج را نخستین بار فردای روز مصاحبه با طریقتی و اسدی در پارک ملت تهران ملاقات کردم.جلسه با هماهنگی اسدی تشکیل شد اما تاخیر 90 دقیقه ای من باعث شد  اسدی که قصد سفر به شهرستان داشت  جلسه را ترک و من بالاجبار تنها  با  سراج گفتگو و قرار یک مصاحبه رسمی و با حضور دیگر اعضای شورای مرکزی دوره پنجم را در هفته دوم سال نو گرفتم .اما این ملاقات سرانجام با پیگیری و خوش قولی که صفت بارز سراج است در روز 14 فروردین با حضور ایشان و دنا دانش نظر دیگر عضو شورا فراهم شد.

آنچه در ادامه می آید گزیده ای ازمصاحبه مفصل با ایندوست.

  -آقای سراج در ابتدا توضیح کوتاهی از عملکرد شورای پنجم که شما دبیر اولی آن را بر  عهده داشتید بفرمایید.

سراج:شورای پنجم شاید موفق ترین دوره از بدو تاسیس شورای صنفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان بوده باشد.ما توانستیم اساسنامه مجزایی علاوه بر آیین نامه شورای صنفی موظف شورای عالی انقلاب  فرهنگی تدوین کنیم که به تایید وزارت علوم رسید .

علاوه بر این ما بیشترین تعامل را با دانشگاه داشتیم و کمیته های ما توانستند در بسیاری موارد مشکلات را حل کنند . اگر هم مشگلی حل نشد به ختاطر مسائلی بود که برخی ها با اشتباهات خود ایجاد کردند.

-رابطه شورای صنفی با مسئولین چگونه بود؟مثلا با معاون دانشجویی و فرهنگی و مدیر کل دانشجویی که قاعدتا بیشترین برخورد شورا با آنها  است ، مشکلی وجود داشت؟

سراج:نه اگر بخواهیم عملکرد کمیته های مختلف شورا رابررسی کنیم موفق ترین کمیته های ما کمیته مسکن با مسئولیت آقای فاتحی بود که در تعامل با معاون دانشجویی وفرهنگی و اداره اموردانشجویی توانست بسیاری مشکلات دانشجویان  را حل کند .

دانش نظر:حل مشکلات فن کوئل ها و کولرها به نحوی که درخوابگاه های ادبیات در راهروی هر طبقه 2 کولر وجود داشت.سیستم نظافت خوابگاهها بسیار بی نظم بود که منسجم شد.برخی خوابگاهها با پیگیری شورا نوسازی و ایزوله شدند.موتور خانه ها و دیگ های آن نوسازی شد.برای خوابگاههای ادبیات اجاق گاز در نظر گرفتیم.در محوطه خوابگاه محلی برای ورزش احداث کردیم و برای سیستم تهویه و گرمایش و سرمایش کتابخانه ها که بخصوص در ایام امتحانات مشکل ساز می شد اقدام کردیم.

سراج: مشکلی وجود نداشت .هیچ مشکلی نبود که به آقای فاضل گفته شود و دو روزه حل نشود.

دانش نظر:در خصوص کاردانشجویی با ما همکاری کردند و متناسب با نیاز شورا ساعات کاردانشجویی اختصاص داده شد.من حتی هنوز هم شماره آقای فاضل و آقای مباشری رئیس اداره تغذیه را دارم .این ها با ما کمال همکاری را داشتند.

سراج: و همین طور آقای فروزان نیا  معاون آقای فاضل .

نساجی: البته الان دانشگاه معاون مدیر کل امور دانشجویی ندارد.

دانش نظر : بله از سال 83 این پست حذف شد.

-پس درگیری های شورا با معاون دانشجویی آن  زمان به کجا بر می گشت؟

سراج:مشکل ازمسائل کمیته تغذیه شروع شد. شورا مدتها بود که که به منظور ارتقا کیفیت سلف سرویس ها پیشنهاد داده بود که سلف به بخش خصوصی واگذار شود .اما این امر محقق نشد تا اینکه در مهر سال 81 دانشگاه در اطلاعیه ای اعلام کرد که سلف به بخش خصوصی واگذار شده است.

دانش نظر : ماجرا از این قرار بودکه آقای اسماعیل پور مسئول سلف و کارمند دانشگاه در همان سال بازنشسته شده و پیشنهاد داده بودند که سلف به ایشان واگذار شود . این بود که دیدیم همان کارمندها و کارگران تنها با اسم شرکت خصوصی بر گشتند. نتیجه این شد که کیفیت سلف به جز هفته اول به مراتب افتضاح تر گردید.

 - مشکل این شرکت در کجا بود؟

سراج: مسئله این جا بود که دانشگاه هیچ گونه مناقصه ای برگزار نکرد.من در برخورد با مسئولین اعلام کردم آیا دانشگاه مدرکی در این باب دارد و یا یک تکه روزنامه وجود دارد که درآن آگهی مناقصه سلف سرویس ها به چاپ رسیده باشد؟ به همین خاطر بود که من عنوان کردم دانشگاه سلف سرویس ها را هدیه داده است.

و سر همین لفظ هدیه دادن سلف بود که اولین بار کمیته انضباطی از من و از شورا شکایت کرد.

- یعنی مشکل شما با کمیته همین بود؟

سراج:خیر مشکل اساسی تر از این حرف ها بود.مسئله به اینجا برمی گشت که در سالهای 80 تا 82  کادر کمیته ناقص بود و عملا فاقد عضو هیئت علمی و یک عضو دانشجویی بود.من این مساله را در گفتگو مشترک به همراه معاون دانشجویی-فرهنگی آنزمان با روزنامه شرق اعلام کردم.چرا که عملا تمامی جلسات و احکام صادره کمیته در این سالها فاقد اعتبار و وجاهت قانونی بود.

استدلال معاون دانشجویی این بود که چون طبق قانون جلسات با سه نفر رسمیت می یابد احکام صحیح است.من در جواب عرض کردم که طبق قانون اگر از بین 5 عضو کمیته دو نفر غایب باشند جلسه رسمی خواهد بود نه اینکه کلا کمیته شامل سه نفر باشد.

برگردیم به موضوع کمیته تغذیه و سلف سرویس ها .شما گفتید کیفیت غذا نازل تر شد.نتیجه این ماجرا چه بود؟

سراج:مشکل زمانی حادتر شد که سلف سرویس به مدت دو هفته تن ماهی مسموم به دانشجویان داد.که موجب مسمومیت شدید تعدادی از دانشجویان شد. به نحوی که در بیمارستان بستری شدند .و زمانی که من به عیادت دانشجویان رفتم برخی به من فحش می دادند و میگفتند تو چه جور نماینده ای برای ما هستی.

ما آنزمان اعتراض کردیم و تعدادی از تن ماهی ها را برای آزمایش به بهداشت دانشگاه تحویل دادیم که آنها اعلام کردند مشکلی وجود ندارد وتنها کمی آلرژی زا بوده است.

این گذشت تا اینکه هفته سوم هم همان تن ها را سرو کردند و ما این بار مجبور شدیم نمونه تن ها را به اداره استاندارد  استان تحویل دهیم که آنها در پاسخ اعلام کردند که 11 مورد باکتری خطرناک بی هوازی در کنسرو ها وجود دارد.

که ما این موضوع را به اطلاع وزارت علوم رساندیم . به گونه ای که روزنامه شرق به همین خاطر با من و معاون دانشجویی دانشگاه مصاحبه کرد که قبلا توضیح دادم.

-در ماجرای شورا چه کسانی حکم خوردند؟

سراج:از میان اعضای شورا 6 نفر حکم خوردند .به جز من آقای محمد صفاکیش (نماینده دانشکده اقتصاد و دبیر دوم شورا)علیرضا تیمور تاش (نماینده علوم در شورای مرکزی)محمد باوفا(کمیته تغذیه)عباس فاتحی(دبیر کمیته مسکن)و خانم شعبان لو (نماینده خوابگاه خواهران در شورای مرکزی).

- چه حکمی صادر کردند؟

سراج:برای شخص من دو ترم حذف ترم با محرومیت از تمامی تسهیلات بعد از یک سال بازگشت به دانشگاه و تعلیق تا پایان تحصیلات دانشگاه .یعنی اینکه کوچکترین خلافی که دوباره از شما سر بزند حکم حذف دو ترم دوباره اجرا می شود..موضوع جالب این که حکم را به در منزل فرستادند و حتی برای دفاع از خودم به کمیته انضباطی احضار هم نشدم .در غیاب من حکم صادر شد و نکته جالب تر این که برای من حکم ممنوع الورود به دانشگاه زدند.

-چنین حکمی مبنی بر ممنوعیت ورود به دانشگاه در ردیف های 20 گانه تنبیهات آیین نامه کمیته انضباطی دانشجویان و جود ندارد.

سراج:بله و جالب تر آنکه معاون دانشجویی آقای دکتر مریدی شخصا با امضای خود مرقوم کرده بودند که هر اتفاقی در دانشگاه بیفتد شما مقصر هستید.

یعنی با ممنوع الورود شدن به دانشگاه ، حتی فرصت درخواست تجدید نظر را هم به شما ندادند؟

سراج:خیر . در واقع اصلا پرونده من به عنوان دبیر اول یک تشکل به کمیته انضباطی ربطی نداشت و بایست در هیئت نظارت بر تشکلها مطرح می شد .

-برای دیگر دوستانتان چه حکمی صادر شد؟

سراج:برای بفیه حذف یک ترم  و دو ترم تعلیق.

- احکام مورد تجدید نظر قرار نگرفت؟

سراج:چرا با پیگیری در وزارت علوم حکم من تبدیل شد به انتقال از دانشگاه به دانشگاه چمران که بعد در نهایت به دانشگاه امام خمینی قزوین منتقل شدم.

- چرا دانشگاه حکم مممنوعیت ورود برای شما صادر کرد؟

سراج:این مسئله به ماجرای تحصن بم و حکم شورای تامین استان بر می گشت.که در آنجا برای من به عنوان نماد شورای صنفی دانشگاه حکم ممنوعیت ورود به استان را زدند .دانشگاه هم از آنها تقلید کرد و به نوبه خودش در کوبیدن شورای صنفی تلاس کرد.

- پس شما حکم شورای تامین استان را هم در پرونده دارید.

سراج:بله و همین طور پای ما به دادگاه انقلاب هم کشیده شد.

- ماجرای شورای تامین استان و تحصن چه بود؟

سراج:ماجرا به زلزله بم بر می گردد که در این حادثه ما و جمعی از دانشجویان برای کمک رسانی و امداد بهآنجا رفته بودیم.بعد از اتمام عمیلات امداد رسانی من قصد بازگشت داشتم اما ارتش برای جلوگیری از انتقال بیماری ما را درقرنطینه نگه داشته بود. همان جا بود که آقای صفاکیش به من تلفنی اطلاع داد که دانشجویان طومار امضایی جمع کرده و به شورا تحویل داده اند که در آن  از دانشگاه خواسته شده به خاطر مسائل بم و حضور بسیاری ازدانشجویان در امداد رسانی امتحانات دو هفته به تعویق بیفتد.از من پرسیدند که ما چه کنیم ؟من پرسیدم چقدر امضا جمع شده؟ که گفتند چهارهزار امضا.

- آن موقع دانشگاه کمتر از 12 هزار دانشجو داشت.

سراج:بله و 4 هزار امضا خیلی زیاد بود.من هم گفتم که شورا نامه ای تنظیم و به ضمیمه امضا ها به دانشگاه ارائه کند.

این گذشت تا من از بم برگشتم و در محل مسجد قائم مهندسی جلسه ختمی برای درگزشتگان زلزله برگزار شد که در آن مقامات استان مثل استاندارو مفرماندارو امام جمعه زاهدان حضور داشتند.من هم به همراه استادم آقای دکتر مرادیبه مسجد رفتیم.از طرف دیگر بچه های شورای صنفی هنر هم نمایشگاه عکسی از زلزله برپا کرده بودند.

ناگهان تعدادی از دانشجویان سعی کردند با تجمع در مقابل مسجد ، دکتر اکبری را مجاب کنند تا با تقاضای تاخیر امتحانات موافقت کند.یکی از دانشجویان به نام آقای شیخی که هم اتاقی اش را در زلزله از دست داده بود به شدت متاثر شده و نمی توانست جلوی خودش را بگیرد و عملا سردمدار آنها شده بود.آقای فاتحی ما هم که با ایشان دوستی داشت همراهشان شعار میداد .

من که تا آن زمان در مسجد و کناردکتر اکبری نشسته بودم با شنیدن سر و صدا بیرون آمدم و سعی کردم آقای فاتحی و دوستانش را آرام کنم چون که بودندکسانی که می خواستند از این ماجرا بهره برداری و ما را بد جلوه دهند بخصوص که مقامات استان هم آنجا بودند.اما کار به جای باریک کشیده شده بود به طوری که متحصنین من و شورای صنفی را هم به همدستی با مسئولین متهم و بر علیه ما هم شعار می دادند.من که دیدکم تلاش بی فایده است برگشتم ولی متحصنین  کار را خراب تر کردند و با جلوگکیری از خروج استاندارو امام جمعه و فرماندار عملا دید آنها را نسبت به تشکلها و بخصوص شورای صنفی منفی کردند.

یعنی اشتباه افراد در آن ماجرا به حساب شورای صنفی گذاشته شد؟

سراج:بله آقای فاتحی همان شب تازه متوجه شده بود که چه اشتباهی کرده آ»دو عذر خواهی کرد .من گفتم عذرخواهی بی فایده است چون که حالا دیگر برخی ها به مراد دلشان رسیده اند. شورای تامین استان تشکیل جلسه داد و برخی تمام تلاششان را به کاربستند تا بگویند ماجرا زیر سر شورا بوده و از این دست حرفها که ببینید ما از دست اینها چه می کشیم و اینها همان هایی هستند که فلان کردند و...

نتیجه این شد که شورا ی تامین ما را مقصر دانست و من را به نمایندگی از بقیه ممنوع الورود به استان کرد.

این ماجرا در پایان سال 82 بود؟

سراج:بله بهمن 82 ایام امتحانات و بعد از زلزله بم. اما حکم زمانی صادر شد که دانشگاه تعطیل و دانشجویان از دانشگاه رفته بودند .حکم شورای تامین و کمیته انضباطی به در منزل ما رسید و من عملا دیگر به دانشگاه برنگشتم.

بعد دانشگاه تمام گناهان تاریخ بشریت را به گردن ما انداخت .بیانیه های متعدد بر علیه ما نوشته شد .

بیانیه جامعه اسلامی؟

سراج:جامعه بیانیه داد .انجمن اسلامی اقتصاد بیانیه داد.بیانیه ای به اسم دانشجویان مستقل منتشر شد.یکی می نوشت شما به مردگان زلزله هم رحم نکردید یکی می گفت شما به آن ها توهین کردید. این در حالی بود که هلال احمر بم از شورای صنفی دانشگاه به خاطر خدماتشان در امر کمک رسانی و امداد تقدیر کرد و تقدیر نامه اش هم موجود است.

اتفاقا خود دکتر اکبری ما را در خرابه های بم دید و پیش من آمد و در آغوش من گریست.

دکتر اکبری ؟

سراج:.بله صحنه دردناکی بود. ایشان بسیاری از اقوامشان را در زلزله از دست داده بودند.رابطه ما اینگونه بود.اصلا دکتر اکبری هر دوهفته یک بار به اتاق ما در خوابگاه دانشکده ادبیات سر میزد و چای می خورد. 

پس با این حساب کل دانشگاه بر علیه شما موضع گرفت؟

سراج:بله بیانیه هایی به اسم شورا منتشر می شد که نه مهر داشت و نه امضا ولی تلاش میکرد جو را ملتهب و بر علیه ما ذهنیت را منفی کند.مثلا بیانیه ای با عنوان ولوله در ولوله ...من یادم هست که یک شب دو تا امتحان داشتم .یکی اروپای قرون جدید .

با دکتر مرادی و از کتاب دکتر علی شریعتی؟

سراج:بله . فردا صبح سر جلسه ایشان به من با حالت نگران گفتند سراج داری چه کار می کنی؟پرسیدم چه شده؟ ایشان کاغذی را در آوردند و گفتند یعنی تو از این خبر نداری؟ گفتم نه اینکه نه مهر دارد نه سربرگ ونه امضا.ایشان گفتند به هر حال همه جا پر از اینهاست.

جوری شد که اطلاعات استان مرا احضار کرد برای آنکه ببیند این مسائل کار کیست و فضا آرام شود.

از شما بازجویی شد؟

سراج:نه من یک شب مهمان آنها بودم و یک کبابی هم به ما دادند(با لبخند میگوید)هدف این بود که ببیننند ماجرا زیر سر چه کسی است. .همان جا از من خواستند با دکتر اکبری تلفنی وقت ملاقات بگیرم و رودررو حرفهایمان را بزنیم.

در مقابل این بیانیه ها من هم خواستم بیانیه ای بنویسم که جواب بدهم با عنوان " گر از این کویر وحشت به سلامتی گذشتیم........ ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد " اما از آنجا که یک نسخه از آن را باید یک روز پیش از انتشار به حراست دانشگاه می دادیم من توسط اداره اطلاعات احضار شدم و آنها برای آرام کردن فضا از من خواستند تا کاری نکنم.

ماجرای دادگاه انقلاب چه بود؟

سراج:آن هم از همین جریانات بود .تشکلها و مسئولین بر علیه ما در حدود 5000 امضا جمع کردند و من و تعدادی از بچه ها مثل آقای رضایی در دادگاه از خودمان دفاع کردیم.اول قاضی به اسم آقای قاضی حمیدی بود که با دیدن آن همه امضا تصور میکرد ما دنبال جنجال و حاشیه و اینها هستیم و می خواهیم خودمان را به عنوان اپوزوسیون مطرح کنیم .

بعد قاضی عوض شد و ما هم تبرئه شدیم.در حالی که ما نه مثل خیلی های دیگر دنبال حاشیه بودیم و نه اصلا تشکل سیاسی بودیم .مثلا علی اصغر رضایی که وکیل شورا بود و دانشجوی الهیات دانشگاه ،ایشان 8 سال سابقه جنگ داشت ،از 16 سالگی جبهه رفته و جانباز 30 درصد بود . چنین کسی که 30 درصد از وجودش را برای این مردم داده کسی که سنش نسبتا بالا  و متاهل هم بود ،چنین کسی که دانشجوی جوگیر دنبال حاشیه نیست.

- جریان دزدیده شدن دختر دانشجو چه بود؟

سراج:ماجرا از آنجا شروع شد که از خوابگاه دختران دبیرستان که آنزمان به داخل در نداشت و باید برای ورود حتی در شبها از داخل خیابان عبور میکردند،به شورا گزارش دادند که در یک ساعتی از روز به مدت 4-5 ماه یک ماشین پلاک دولتی که اتفاقا شماره آنرا هم دانشجویان برداشته بودند دم در خوابگاه دبیرستان دختران می ایستد و ضمن توزیع عکسهای مستهجن ، اعمال ناپسندی هم انجام میدهد.گزارش و پیگیری ما به حراست دانشگاه بی فایده بود ، تا اینکه آقای احمدی دبیر آنزمان کمیته انضباطی و تعدادی از دانشجویان حزب اللهی سر بزنگاه او را گیر آوردند و پس از کتک زدنش تحویل مقامات دادند.

اما پس از مدتی آن فرد آزاد شد و آقای احمدی را گرفتند.در مقابل دانشجویان بسیجی عکسهای این فرد را به سایت آیت ا..شاهرودی گزارش دادندکه باعث دستور ایشان برای پیگیری شد.در نتیجه چند نفر را از جمله همان آقا و آقای شمس را برای شناسایی بردندو علیرغم آنکه محاسن اش را زده بود دانشجویان اورا شناسایی کردند.

کمی بعد یکی از دخترهایی که او را شناسایی کرده بود از دم در خوابگاه دزدیده می شود .دانشجویان دوست اورا میبینند که در خیابان جیغ میکشد و از حال میرود.با جمع شدن دانشجویان ساکن خوابگاه ارشد که در آن نزدیکی بوده دانشکده مهندسی تحصن میکند.

من در آنزمان در اتاقم در خوابگاه 16 ادبیات بودم که دکتر اکبری با من تماس گرفت و از من خواست برای آرام کردن دانشجویان به آنجا بروم و حتی اتومبیل خود را هم برای من فرستاد.

از طرف دیگر دانشجویان مذهبی با بیان اینکه ناموس اسلام در خطر است کتابخانه مهندسی و دانشجویان را ذبه جنب و جوش واداشته به سمت کوی اساتید حرکت میکنند که در آنجا آقای پاینده مسئول حراست را به جرم کوتاهی در این مساله تک منیزنند.

من به محض رسیدن دانشجویان را آرام کردم و و از آنان خواستم تا در محل سالن امتحانات مهندسی جمع شده و مشکل را پیگیری کنیم.

در آنجا من و آقای رضایی وکیل شورا ضمن ارائه گزارش از این ماجرا ،خواستار توضیح حراست به خاطر کوتاهی در اینم مساله شدیم که اشلن در پاسخ فریاد زدند :حرف او(رضایی)را گوش ندهید او شبانه است!! یعنی بزطرگترین گناه ما شبانه بودن آقای رضایی بود!!

جلسه که تمام شد من به استانداری رفتم و در کنار آقای مهندس ملایی معاون امنیتی سیاسی استانداری تا صبح آخرین اطلاعات را لحظعه به لحظه دریافت میکردم.تا اینکه اول صبح اطلاع دادند که دختر دانشجو پیدا شده است.

بنابراین ما همه کاری برای جلوگیری و همجچنین حل این مساله کردیم.

 - چه شد مثلا که حالا دکتر اکبری ماجرای دزدیده شدن  دختر دانشجو را به گردن  شما می اندازد ؟

سراج: به هر حال تاریخ را قوم فاتح می نویسد .بعد از رفتنم بود که چنین حرفهایی را شنیدم.

یک سری افراد دیگر هم بودند که علیه من تبلیغات میکردند. اینها در دانشگاه برای خودشان بروبیایی داشتند اینها اگثرا معتاد و مشکلات اخلاقی داشتند.برای بسیاری تشکلها و جاهای مختله دانشگاه کار میکرد و پول زور به اسم کاردانشجویی میگرفتند.

در واقه حکم شعبان بی مخ های دانشگاه را داشتند.

سراج: بله از چند جت کار دانشجویی میگرفتند و هر کس را هم که تاییدشان نمی کرد دردسر برایش درست می کردند.اینها میخواستند از شورای صنفی دانشکده اقتصاد هم کاردانشجویی بگیرند .

کا ردانشجویی جامعه اسلامی هم بودند و من خاطرم هست که در دفتر ما تریاک مصرف میکردند.

سراج: بله با همه بودند ولی ما ترم اول کار دانشجویی رد نکردم و ترم بعد هم علیرغم اینکه اینها خودشان را به می چسباندند و به اسم شورا اعمال خلاف انجام میدادند ما تاییدشان نکردیم و از همان جا بود که برعلیه ما شروع به توطئه کردند.یک جوری شد که این اوخر پرندگان و چرندگان دانشگاه هم علیه ما شکایت میکردند.

- بعد از این احکام چه شد؟

دانش نظر:بعد از صدور این احکام چون به لحاظ قاونی افراد محکوم نمی توانستند به فعالیت ادامه دهند کادر شورا تغییر کرد .من به عنوان دبیر اول و خانم کردی نژاد هم دبیر دوم شدند.

در دوره بعد هم ما انتخابات را برگزار کردیم که به رسمیت شناخته نشد.

-ازعملکرد دیگر کمیته های شورا بگوئید.

سراج:کمیته بهداشت ما که مسئولش آقای مجتبی محمودی (عمران 80 ) بود کارش همکاری با کمیته مسکن و تغذیه بود .مثلا کمیته سلف را موظف کرد که برای کارگران لباس فرم سفید تهیه کند و در ماجرای تن ماهی های مسموم هم نقش بسزایی داشت.مثلا ما پیشنهاد دادیم برنج اوروگوئه ای را که سهمیه دانشگاه بود  بفروشد و با تامین اعتبار برنج پاکستانی بخرد که دکتر مریدی معاون دانشگاه این پیشنهاد را پذیرفت و برای بهبود کیفیت غذا اقدام کرد.

دانش نظر:که البته این کار غیر قانونی بود و دکتر مریدی هنوز هم فکر می کنم باید به سازمان بازرسی کشور برای این کار جواب پس بدهد.

- انتشار نشریه کار کمیته فرهنگی بود؟

سراج:بله نشریه آوا که با هزینه خود اعضا منتشر شد تنها یک شماره و یک خبر نامه منتشر کرد که بعد توقیف شد. آنهم به بهانه دیر کرد .در حالیکه گاهنامه ها موظف به زمان خاصی نیستند و تازه شماره دوم هم منتشر شده بود.

غیر از اینها بردهای شورا و جمع آوری امضا و کارهای تبلیغاتی و نظر سنجی ها کار بچه های فرهنگی بود.

ما کمیته شبانه هم داشتیم که آقای مهدی خرمی مسئول آن بود. البته دستشان بسته بود ولی تلاش زیادی برای رایزنی با مسئولین جهت اقداماتی مثل حفظ کارت سلف شبانه ها و ارائه خوابگاه دبیرستان و خودگردان برای شبانه ها کرد.

اما کمیته دیگر ما که دچار مشکل اصطکاک با مسئولین شد،کمیته آموزش با مسئولیت آقای بهلولی از دانشکده اقتصاد بود که حتی برای اساتید هم تلاش میکرد و توانست برای بسیاری از ایشان اتاق مجزا با کامپیوتر و اینترنت بگیرد .در حالیکه پیش از این از همین ها هم محروم بودند.البته دکتر کمالیان (معون مالی و اداری آنزمان) در این رابطه با ما کمال همکاری را داشتند.

دانش نظر:اتفاقاتی افتاد که دانشگاه را با کمیته آموزش و شورا درگیر کرد.یکی جلسه نقد انجمنهای علمی دانشکده علوم و شورا بود که اعضای انجمن فیزیک از وضع بد گروه گله کردند .من خودم دانشجوی فیزیک بودم ان وقت ها صحبت این بود که چند نفر از اساتید که برای ادامه تحصیل بورس شده و به خارج از کشور رفته بودند دیگر برنمی گردند. گروه استاد نداشت و ما مشکلاتی زیادی داشتیم .انتقادات  آن جلسه به گوش مدیر گروه فیزیک رسید و ایشان از ما و شورا گله مند شدند .

از طرف دیگر دکتر مریدی هم از ما به خاطر همکاری با انجمنهای علمی به عنوان دخالت در کار آنها شکایت کرد.و در یک جلسه دیگر هم که پرسش و پاسخی با حضور مسئولان دانشکده هنر برگزار شد دو تن از اساتید دانشکده از شورا شکایت کردند چرا که انتقادات را توهین می پنداشتند.همین شکایات در کمیته انضباطی مطرح شد.

یعنی به خاطر همین ها برای شما حکم زدند؟

سراج:مسائل دیگری هم بود اما هیچ کدام اهمیت نداشت. مثلا آقای صفاکیش به این خاطر حکم خورده بود که موظف شده بود تعدادی اجاق گاز را که ما برای خوابگاه بنت الهدی خواهران  گرفته بودیم تحویل دهد. نگهبان به ایشان به خاطر حضوردم در خوابگاه اشکال گرفته بود .ایشان هم خودش را معرفی کرده و گفته بود که سشما زنگ بزنید به سرپرستی خوابگاه که نماینده شورا ی صنفی در خوابگاه را صدا بزند و ایشان بیاید امضا کند و اینها را تحویل بگیرد. اما نگهبان سر همین مسائل از ایشان شکایت کرده بود.

شما تحصنی هم برگزار کردید؟

سراج:تحصن دانشجویان خوابگاه بنت الهدی بود که گویا گزارش میکنند که چند نفر آقا بالای ساختمان بوده و حمام ها منفذی برای دید داشته است.یادم هست که آنجا آقای شمس که عضو دانشجویی کمیته انضباطی بودند یک حرفی زدند که من در دفاع از دانشجو با ایشان درگیر شدم و ایشان تا مدتها از من فاصله می گرفت.همان جا دانشجویان ساکن خوابگاه خواهران در حمایت از من و بر علیه ایشان امضا جمع کردند.

تحصنی هم در خوابگاه دبیرستان خانم ها به خاطر مسائل گرمایش و اینها بود که من به همراه دکتر مریدی به آنجا رفتم اما از ترس همین پرونده سازی ها داخل نمی رفتم.اما با اصرار دکتر مریدی مجبور شدم بروم و مشکلات ساکنین خوابگاه را جویا شدیم نتیجه این شد که مشکلات دانشجو ها را منعکس کردیم و حتی برایشان امکاتاتی چون اجاق گاز و اینها گرفتیم.

تحصنی هم ودر اعتراض به مطالب عنوان شده در شب قدردر مسجد مهندسی توسط یکی از مبلغین برگزار کردیم که بیانیه ما از بیانیهای همه تشکلها چه مذهبی و چه غیر مذهبی بهتر از آب در آمد.

تحصن به خاطرآب شور چه طور؟

سراج:نه من در آن زمان من عضو شورا نبودم چون تحصنی که به خاطر تانکر آب شور برگزار شد در مهر ماه 81 بود . ومن در انتخابات دوره پنجم در بهمن 81 انتخاب شدم.اما همان موقع هم فعالیت هایی داشتم مثلا در جلسه پرسش و پاسخ دانشکده ادبیات با مسئولین من مجری جلسه بودم.

 - علاوه بر اینها اتهامات زیادی بر علیه شما مطرح است.نظر شما درباره این اتهامات چیست؟

سراج:من شنیدم اتهامات مالی هم مطرح کرده اند . در حالی که من خودم مسئول کمیته مالی بودم و تمام موارد هزینه شده در زونکن ها جمع آوری شده و تنها دانشگاهی که بودجه شورا را طبق قانون به خود آنها ندادند و به میل خوشان هزینه کردند همین دانشگاه بود.ما حتی ترم اول کار دانشجویی خودمان را بعه دانشگاه بخشیدیم و ترم بعد هم که برای 60 نفر  رد کردیم ،همه را برای شورا خرج کردیم .حتی پول کارتریج چاپگرمان را هم خو دمان می دادیم

من که آدم مشکل داری نبودم .کسی که شاگرد اول گروه تاریخ باشد و حداقل 50 مقاله از او در انجمن علمی موجود باشد چنین کسی را میشود متهم کرد.

-در کل شما علت مشکلات پیش آمده را در چه می بینید؟

سراج:در واقع مشکلی بین ما و دکتر اکبری وجود نداشت.ایشان همه جا ما را نزدیکترین افراد به خود میدانست.اگر افطار بود می آمد و کنار میز بچه های شورای صنفی غذا میخورد.خودشان مرتب به اتاق ما سر می زد.

من معتقدم ئدکتر اکبری خودش را بیهوده فدای کسانی کرد که ارزش حمایت او را نداشتندو گرنه ما که با ایشام مشکلی نداشتیم.من خودم به عنوان عضو جبهه مشارکت با دکتر مریدی و یا مسئول حراست دانشگاه نه تنها مشکلی نداشتم بلکه هم خط هم فکر بودند .منتها حراست در آنزمان بی دلیل در امور انضباطی دانشگاه دخالت می کرد و پا را از محدوده اختیارات خود فرا تر می گذاشت.

از طرف دیگر دکتر مریدی هم سو تفاهم ها و اشتباهات را به اغراض شخصی تبدیل کرد.مجموعه کمیته انضباطی هم رفتارهای غیر قانونی مو مشکلاتی داشت که نمی شد نادیده بگیریم.یا اینکه هر کسی در دانشگاه به دانشجویان گیر می داد و ارشاد و تنبیه میکرد که ماجلویشان را گرفتیم .بخصوص از زمانی که انسان بسیار شریفی چون آقای جعفری پناه به مجموعه ادره امور عمومی امدند و مسائل این چنینی حل شد.

به نظرم افرادی با عنوان اصلاح طلب اشتباها و با غفلت و یا اغراض شخصی ما را فدا کردند در حالی که می توانستند در یک فضای منطقی و مبتنی بر درک متقابل جایگاه مسئول و دانشجو با هم همکاری کنند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 20:4  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

مناظره می کنیم

 

در پی بی توجهی مسئولین دانشگاه و هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان به شکایات و افشاگریهای انجمن اسلامی داتشجویان 1358 و همچنین اعضایس سابق جامعه اسلامی در رابطه با مفاسد تشکیلاتی و مالی دبیر سابق جامعه ،هم اکنون که دانشگاه اقدام به انتخاب دبیر انتصابی برای این تشکل نموده و دبیر جدید بجای آنکه در مقام مدعی در مقابل این تخلفات گسترده اقدام نماید ذر راستای سیاستهای همیشگی این تشکل در صدد شکایت از شاکیان برآمده است ، انجمن اسلامی دانشجویان 1358 دانشگاه سیستان و بلوچستان دبیر جدید و سابق این تشکل را به مناظره رودر رو و در شرایط عادلانه با حضور عموم دانشجویان دعوت می نماید.

 تاریخ و شرایط مناظره در اطلاعیه های بعدی انجمن به اطلاع دانشجویان خواهد رسید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 17:56  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

توقیف نشریه منتقد دانشجویی به دستور مسئولین

 

در پی انتقادات نشریه اندیشه آزاد تریبون انتقادی انجمن اسلامی دانشجویان 1358 دانشگاه سیستان و بلوچستان از عملکرد مسئولین دانشگاه در حوزه فرهنگی و انضباطی ،این نشریه دانشجویی توقیف شد.

به گزارش وبلاگ انديشه آزاد در حالی که شماره جدید نشریه اندیشه آزاد آماده انتشار و منتظر دریافت مجوز چاپ در چاپخانه دانشگاه بود ، آقای ناصری سرپرست حوزه معاونت دانشجویی با امتناع از چاپ نشریه ،تلاش کرد مانع از انتشار شماره 13 ام که به نقد عمکرد فرهنگی وسیاستهای مسئولین در قبال تشکلها اختصاص داشت، شود.

سرپرست معاونت دانشگاه علیرغم اینکه طبق آیین نامه نشریات دانشجویی، بازبینی نشریات پیش از انتشار ،تخلف از قانون می باشد ، به مدت 28 ساعت نشریه را معطل و سعی کرده بود به بهانه های انضباطی مانع از انتشار نشریه شود که در این امر ناکام و سرانجام به بهانه انتشار مصادیق :تهمت ،استهزا،تحقیر و حتک حرمت و حیثیت ، دستور توقیف و عدم اجازه انتشار و ادامه فعالیت را صادر نمود.

برخی تیتر های نشریه اخیر عبارت بودذند از: نظری بر نقد و نظارت برنقد – سیاستهایآقایان ربطی به دولت نهم ندارد-و دعوت شاکیان به مناظره مصاحبه سایت مستقل با دبیر انجمن.

 پیش از این هم کمیته انضباطی دانشجویان دانشگاه هم با صدور حکمی "رضا نساجی زواره "دبیر تشکیلات انجمن و مدیر مسئول نشریه " اندیشه آزاد" را به واسطه انتقاداتی که در جلسه پرسش و پاسخ هیئت رئیسه دانشگاه با دانشجویان ،در رابطه با سیاستهای توام با تبعیض و اغراض مسئولین در قبال تشکلها و اولویتهای اجرایی و فرهنگی مسئولین مطرح کرده بود به حذف ترم تحصیلی جاری  محکوم نمود.

سرپرست معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه اعلام کرده که از این پس نشریات انجمن را با امکانات دانشگاه منتشر نخواهد کرد و به همین دلیل انجمن با انتشار مطالب نشریه اندیشه آزاد در " نشریه خبری انتقادی 16آذر "  و با هزینه ی شخصی  اعضا ،قصد دارد به فعالیت مطبوعاتی خود ادامه دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 17:0  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

پاسخی به این همه توضیحات  سوال بر انگیز

پاسخ نامه یک دانشجو به نشریه اندیشه آژاد و دبیر انجمن

 

دوست عزیز

نامه سرشار از شور و در عین حال بیم بود.اگر به گفته شما رویکرد انجمن به سمتی بوده کعه یادآوردوران پر جنب و جوش و تلاش بی شائبه اعضای دوره پنجم شورای صنفی که من آن را یکی از بهترین تیم های دانشجویی در عرصه تشکیلاتی چه صنفی و چه سیاسی میدانم بوده جای بسی شعف و خوشبختی ماست که شاید هرگز تجربه آن روزگار تکرار نشودو دانشجویان نسلی این چنین نیابند که در یک دوره زمانی افرادی با فکرو اندیشه یکسان گرد هم آیند.

دانشجویان سال 81 افرادی را برگزیدند که به حق درخشان ترین عصر فعالینت تشکیلاتی را در این دانشگاه رقم زدند .هرچند که دیگر تشکلها آن را بر نتابیدند و و همصدا با مسئولین تنگ نظر عرصه را بر آنان تنگ کردند و همانان که رای داده بودند پشتشان را خالی کردند.من اسم این را نخبه کشی میگذارم و عمل دیگر تشکلها را خود زنی تشکیلاتی.

آنچه فرمودید تایید میکنم که همان ها که به گاه عشرت تایید و تمجید میکردند به گاه عسرت گوشه عزلت اختیار میکنند.می گویند وقتی کرانول چارلز استوارت پادشاه انگلستان را شکست داد و پیروزمندانه وارد لندن شد مردم او را تشویق می کردند یکی از سرداران گفت: ببینید مردم شما را چقدر دوست دارند، و او پاسخ داد: نه؛ اگر من شکست خورده بودم و به اسارت مرا می بردند، باز هم همین مردم می آمدند و هورا می کشیدند.

 اینان غوغاسالار و سوداطلبند، اگر خودمان را ارزان نفروشند، مطاعمان را هم گران نمی خرند. و الا در چنین جامعه ای نباید کاسبی در مسند دبیری نشیند. البته کاسب دیروز هنوز هم کاسب است اما اگر دیروز خورد و خوراک را گران می فروخت، امروز ما را، و اصلاً اعتبار جنبش را ارزان می فروشد. البته اگر به قول شما جنبشی وجود داشته باشد. که من به چشم خود ندیدم، مگر چهار پنج نفری که آن هم بیش از آن که در تعریف جنبش بگنجد به خیزش شبیه است.

با این جمله شما موافقم که مسئولین گناهان کرده و ناکرده خود را به حساب ما می گذارند کما این که به حساب شورای صنفی گذاشتند.

به هر حال نمی فهمم و نمی توانم بفهمم که شخصیتی چون دکتر اکبری که به اشاره خودشان تنها پروفسور دانشگاه هستند و جزو صاحب نظران لااقل در رشته تخصصی خودشان در ایران هستند، باید ذهنیتش به سمتی باشد که چند دانشجو !!_دانشجو و فقط دانشجو نه یک کلمه بیشتر ون ئکمتر _را خطری برای خد احساس من که خود جزءمحدود کسانی بودم که از نسل 82 به بعد از ماجرای دزدیده شدن دختر دانشجو تماما مطلع شدم برایم سخت دردناک بود که دکتر اکبری این چنین اتهام سنگینی را به آنان وارد می کرد و گونه ای از آقایان سراج و صفاکیش سخن میگفت که گویی با جانیان بالفطره روبروست!!

من اشتباه را در سیاست و اولویت بندی آقایان میدانم .آیا واقعا من نساجی _ یا دیگر عضو منتقد انجمن خطری برای دانشگاه ،جامعه یا نظام هستیم ؟و آیا هم و غم مسئولین ما در هم کوبیدن ما باشد؟

من تشکیک شما را در این مسئله که آیا دستهایی پشت پرده ماجرای شاکیان من_من به معنای شخصیت حقوقی و دبیر انجمن که در جلسه سخنرانی کرده است پنهان هست نه میتوانم تکذیب کنم و نه تصدیق که یا دروغ گفته ام و یا نشریه را به جرم تشویش اذهان عمومی خواهند بست که مرا هم به همین عنوان محجور ساخته اند.من میتوانم بگویم که لااقل جای بحث دارد –چه بسا که پرونده های سال 82 و 84 تکرار شده باشد و گرنه به کمیته انضباطی چه ربطی داشت که در سال 82 از دبیر شورای صنفی شکایت کند که چرا عنوان کرده است "شما سلف را هدیه کردید" و یا اصلا چرا باید سه نفر مرا بزنند و بعد همان ها مدعی شوند و شکایت کنند؟

دستهایی در کار است که شاید نتوان رو کرد اما خودشان هم میدانند که حنایی که بسته اند رنگی ندارد.

متاسفانه در دانشگاه ما هر کس میزی دارد خود را معصوم و مبرا می داند و بی نیاز از نقد و اگر نقدی به او وارد شود یا انگشت سوال به سوی او بگیرند ،آن انگشت را به عنوان زهر چشم می شکند و در راستای دفاع از نظام تعبیر میکند .مشکل اینجاست که دانشجویان و جو عمومی جامعه رفتار او را به عنوان سیاست نظام جمهوری اسلامی تعبیر میکنند و به کلیت نظام تعمیم

میدهند.همین امر باعث میشود که اشتباهات او مردم را از نظام ناامید و منتقدان را به سمت رفتارهای هنجار شکن ببرد.مسئولان باید بدانند که رفتارهای حذفی و برخوردهای، دانشجویان را به خارج از نظام سوق می دهد در حالی که انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران سایه مقدسی است که باید بر سر همه این دانشجویان و همه این مردم باشد و نباید هیچ کس را از این دایره خارج کرد یا از آن ناامید ساخت.

اما در حال حاضر غفلت یا غرض مسئولین به نحوی است که نخبه کشی و هنجار گریزی و فرار از ارزشها را ترویج می کند در حالیکه ما_منظور مسئولین ما_ حق نداریم به واسطه سلایق شخصی و اغراض خود  در سپهر حاکمان و حکومت جا میگیرد اشتباهاتی را مرتکب شویم که عده ای آنرا را به کل حاکمیت و نظام تعمیم دهندو به خاطر اشتباهات اشخاص از ارزشها عبور کنند.

باری ،به این جمله شما هم اعتقاد دارم که دکتر اکبری خود را فدای دفاع از کسانی کرد که ارزش آن را نداشتند.و یا بهتر است بگوییم دانشجویان را فدای کسانی کرد که ارزشش ر ا نداشتند.

متاسفانه در دانشگاه ما مفهوم نقد به هیچ وجه نهادینه نشده ، چه بهای سنگینی باید پرداخت تا به دانشجویان بگوییم که شما نه تنها حق دارید که بپرسید بلکه وظیفه دارید و نه تنها حق دارید که پاسخ بشنوید که وظیفه دارند پاسخ شما را بدهند.در واقع هدف ما فرهنگ سازی برای مطالبه بین دانشجویان و پاسخ گویی در میان مسئولان بود اما دبرخی بیهوده همه را دشمن خود فرض میکنند و به نوعی دچار توهم توطئه هستند به نحوی که وادار به برخوردهای خذفی و سیاستهای تقابلی و تعارضی می کند.حال آنکه ایشان از آن تعبیر به توهین می کند ،انتقاد است و نوعی تعامل به شمار میرود و نه تعارض و حتی تقابل.

ایشان باید بدانند که ما بر خلاف عده ای که از چارچوب نظام خارج شده اند به خاطر اشتباهات اشخاص از ارزشها عبور نمی کنیم اما در مقابل در دفاع از ارزشها به اشخاص رحم نخواهیم کرد.البته در قاموس فکری ما " انتقاد" با"  انکار" به کلی متفاوت است و" نقد" به معنای" نفی" نیست.

اما بخش دوم نامه شما در رابطه با روابطی بود که نه میتوان آنرا تایید کرد و نه تکذیب . که اگر چنین باشد واسفا. اما به هر جهت اگر حتی اگر تمامک این ادعاها صحیح باشد دلیل نمیشود که سکوت اختیار کنمیم و"  دست صبر در آستین عقل بریم " چرا که "نه پای عقل" ای هست "که در دامن قرار کشم ".دیگر جای تقیه و صبر و سکوت نیبست که پای ارزشها و مقدسات درز میان است.اگر خلق سیاست بازب و فعل قدرت طلبی در جامعه نهادینه شود دیگر هیچ تضمینی برای بقای مقبولیت و مشروعیت این نظام وجود نخواهد داشت.

با این تفاسیر اینکه رئیس با وزیری همشهری است و وزیر با فلان نماینده و از این دست مسائل –ضمن اینکه نمی توان آن را انکار کرد _ در چارچوب حکومتی که پسوند اسلامی را یدک میکشد جایی ندارد و. زیبنده نیست .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:9  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

حکایت تشکلی بدون دفتر بدون بودجه بدون همه چیز...

 

مصطفی مستور مجموعه داستان کوتاهی دارد به نام حکایت عشقی بدون عین شین قاف .

این داستان و عنوان آن مرا به یاد انجمن خودمان انداخت که نه دفتر دارد نه بودجه و نه هیچ چیز دیگر.

ماجرای دفتر انجمن دیگر قصه هزار و یک شب است .نزدیک به دو سال است که انجمن درخواست مجوز کرده واگر از مدت زمان ده ماه بررسی اساسنامه بگذریم الان دقیقا یک سال از کسب مجوز نهایی و برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان 1358 می گذرد اما نه تنها دفتری ندارد که بودجه ای هم به آن اختصاص داده نشده و تمام هزینه ها را اعضا میپردازند.

در این میان اگر هستند کسانی که ما را وابسته می خوانند حکایتشان کمثل فلان است و گرنه ماجرای محدودیت های ما و فشارهایی که بر ما روا می دارند مصداق اظهر من الشمس است.

در آستانه انتخابات دومین دوره شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان 1358 هستیم ،دوره اول انتخابات در حالی برگزار شد که دفتری نداشتیم که در آن انتخابات شود و هم اکنون نیز یک گام جلوتر نرفته ایم .شما را برای رای دادن به کجا دعوت کنیم؟

خیلی ها می خواستند ما هم مثل قهرمان داستان مستور همان آغاز کار بترسیم و نقطه را وسط کلمه بگذاریم تا تمام شود.تا شروع نشده بمیرد.اما نه ما نقطه را برداشتیم و آخر سطر هم نگذاشتیم. نقطه ها را کنار هم چیدیم و جای آنچه هست نطه چین گذاشتیم .به معنای آنچه باید.....ما سخن از ایده آلها  میگوییم و شما از همین هایی که هست.

نقطه ای آخر سطر وجود ندارد.اما باز هم سراغ سر سطر می رویم و سطر های جدید رقم می زنیم.این سطر هم منتظر سطر های قبلی نمی شود و قرار نیست آخری هم باشد....

این بار انتخابات دانشکده ها تفکیک شده است.رای دهید ، رای شما اعتراضی است به سیاستهایشان و اعتمادی است به آنهایی که می آیند ، و اعتقادی است به آنهایی که بودند . رای شما انقلابی خواهد بود بر این خواب نرم!!! پس منتظر صنوق های انتخابات ما باشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:8  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

شایعات و  شنیده ها

 

آقای ناصری سرپرست معاونت دانشجویی و فرهنگی در دیدار با یکی از اعضای 1358 ضمن اظهاراتی شگفت انگیز پیرامون آقای نساجی دبیر تشکیلات انجمن را با کروبی دبیر حزب اعتماد ملی مقایسه و گفتند:" نساجی هم مانند کروبی از امکانات تشکیلات برای منافع خود استفاده کرده و همه را بسیج می کند" .ایشان در ادامه با نسبت دادن صفاتی  بسیار زشتی چون"خل و چل" افزودند:"اگر آقای نساجی که شمس را مورد حمله قرار می دهد 100 هزار تومان از شمس بگیرد ، از مدافعان وی خواهد شد" .آقای ناصری همچنین به نقل از مسئول نهاد رهبری خبر از برکناری دبیر تشکیلات انجمن دادندکه با ابراز شگفتی اعضای شورای مرکزی روبرو شدند.

ایشان همچنین در پاسخ به دبیر تشکیلات انجمن اسلامی 1358 دانشکده ادبیات که گفته بود این مطالب را به اطلاع دبیر انجمن خواهند رساند ایشان را مورد تمسخر قرار دادند.

ایشان از همان آغاز سال تحصیلی 86 که به عنوان سرپرست معاونت دانشجویی و فرهنگی منصوب شدند مواضع جالبی درباره انجمن اعلام کرده بودند.

- در شب توزیع نشریه اندیشه آزاد (ویژه نامه نقد کمیته انضباطی)،فردی با تهدید و ارعاب مسئول نشریات انجمن در دانشکده ادبیات ،اعلام کرده بود توزیع این نشریه باعث حکم خوردن وی خواهد شد.جالب آنکه دبیر کمیته از گفته های ایشان اظهار بی اطلاعی کرد.

- آقای شمس دبیر کمیته در اظهار نظری جالب در حین تحویل حکم حذف ترم دبیر انجمن ،ضمن امتناع از مصاحبه با نشریه اندیشه آزاد گفت:" من با نشریه ای که بسته خواهد شد مصاحبه نمی کنم ."

به نظر میرسد ایشان در جایگاهی هستند که مسائلی که قرار است اتفاق بیفتد را پیشاپیش تحلیل می کنند.

- دبیر انتصابی جدید جامعه اسلامی دانشجویان در جمع دانشجویان دررمسجد قائم مهندسی ضمن بیان اینکه "انجمن 58 باید به جای جنگ با جامعه با انجمنی ها بجنگد" رسالت تشکلهای ارزشی را در جنگ با تشکلهای دیگر دانسته و نیز دبیر انجمن را متهم به ارتباط با مجاهدین خلق کرده و گفت:  "شما برای دفتر تحکیم کار می کنید و اقدامات شما به نفع آنهاست."

این در حالی بود که در نشریه اخیر انجمن (ویژه نامه نقد کمیته انضباطی )حداقل سه تیتر اشاره مستقیم به دفتر تحکیم داشت و مطالب نشریه کاغذ اخبار و نیز گفته های اعضای انجمن اسلامی در جلسه پرسش و پاسخ مورد انتقاد قرار گرفته بود.

دبیر انتصابی جدید جامعه که پیش از این به عنوان مسئول فروشگاههای نهاد رهبری در دانشگاه و نیز بوفه ادبیات شناخته می شد در ادامه سخنان خود ضمن تهدید دبیر انجمن به شکایت و حبس شش ماهه بدون خرید ، اعلام کرد قصد دارد آنها را اصلاح کند.

این گفته ایشان مورد تمسخر دبیر انجمن و اعتراض - برخی مسئولین دانشگاه ضمن استقبال از محکومیت انضباطی دبیر انجمن اسلامی انشجویان 1358 اعلام کرده اند: "نساجی باید یک ترم از دانشگاه دور باشد تا آرام شود"و "لازم است

نساجی گوشمالی شود".با این تفاسیر چگونگی قصاص پیش از محاکمه آقایان جای سوال دارد.

- این روزها و در فاصله بین حکم کمیته بدوی و تجدید نظر ،دبیر انجمن بارها و بارها تهدید شده اند. پس از توهین و هجمه به ایشان در پایان جلسه پرسش و پاسخ ،افرادی که مشخص نیست طرفدار چه جریانی هستند ،ایشان را به اخراج و حتی " قتل به شیوه کوی دانشگاه " تهدید و یا ارعاب کرده اند.

- دبیر کمیته انضباطی در پاسخ به سوال اعضای انجمن مبنی بر پیگیری شکایات متقابل انجمن از شاکیان و ضاربان ایشان اعلام کردند: " ار آنجا که شما دیر تر اقدام کرده اید  شکایت شما قابل طرح نیست و شما باید زودتر از آنها و فرادی همان روزی که تهدید و توهین به شما شد شکایت می کردید."

به نظر می رسد ایشان دادگاه و مراجع قضایی و انضباطی را با مکانهایی چون نانوایی اشتباه گرفته اند که هر کس زودتر می آید زودتر کامروا می شود.

این در حالی بود که کسانی که ایشان را مورد هجمه و تهدید و توهین قرار داده بودند ،پس از اطلاع از شکایت متقابل انجمن ،شکایت خود را در کمیته انضباطی پس گرفتند.

- یکی از مسئولین دانشگاه در جالب ترین سخنرانی خود در چند سال اخیر اعضای شورای صنفی را متهم به داشتن بمب صوتی ؟؟؟ نمود. به نظر می آید ایشان به شدت تحت تاثیر فیلمهای هالیوودی و یا اعترافات اخیر اعضای دستگیر شده گروهک جندا.. در ایرانشهر هستند.

 

آقای ناصری سرپرست معاونت دانشجویی و فرهنگی به عنوان چهره برگزیده هفته از نگاه نشریه 16آذر  انتخاب شدند.

دانشجویان میتوانند با ارسال sms به انجمن شخصیت برگزیده هفته را اعلام نمایند  نتایج در نشریه منعکس خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:5  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

نامه یک دانشجو به نشریه اندیشه آزاد و دبیر انجمن

آب در لانگه مورچگان

 

دوستان انجمنی

این حرفها را به عنوان یک دانشجوی 82 ای که شاهد حذف سیاسی بهترین فعالان دانشجویی دوران اخیر دانشگاه در اولین سال حضورم در دانشگاه بوده ام میگویم .

 به جرات می توانم بگویم هیچ تشکلی را به توانایی و انسجام شورای صنفی دوره پنجم (بهمن 81 تا آغاز مهر 83) ندیده ام ، از آن پس نه عضو تشکل دیگری بودم و نه کسی را به این امر ترغیب می کردم .چرا که یا همه را وابسته به احزاب و اشخاص می دیدم و یا افرادش را ناآگاه و کم سواد که نمی دانند اولویت تشکلها و دانشجویان چیست و آیا اصلا جنبشی وجود دارد که ما به آن بپوندیم ؟

این بود که از بدو تشکیل انجمن 58 یا همان انجمن مستقل همواره به آن به چشم شک و تردید حتی منفی می نگریستم و گمان میکردم شما هم آمده اید تا از سفره قدرت موجود بهره ای ببرید و این سه چهار سال دانشجویی را پلکان ترقی خود کنید.

اما گذشت و این چند شماره نشریات شما و نیز موضع گیری های نقادانه شما کافی بود که مرا دوباره به تکرار ایام پر شور شورای صنفی امیدوار کند هر چند که روشن بود که این ایام دیری نخواهد پایید و دستهایی که دانشجویان را برای تماشا و تشویق میخواهند دست شما را خواهند بست و دانشجویانی که پیش از این شمارا با شور و حرارت تشویق و تمجید می کردند به آرامی شاهد تبعید ، اخراج یا حداقل حذف ترم شما خواهند بود و هیچ کس نخواهد پرسید : او که بود؟

خیلی راحت فراموش میشوید و اگر یادتان آورند ،نیست مگر برای اینکه گناهان کرده ونکرده خود را به گردن شما بیندازند.

من بودم و دیدم چطور کسی که بعدها دانشجوی دختری را دزدید در حین اعمال خلاف عفت توسط بچه حزب اللهی ها و آقای احمدی دبیر سابق کمیته انضباطی بدام افتاد و کتک خورد. اما باز هم دیدم که او را آزاد کردند و دبیر کمیته را گرفتند.

من شاهد بودم که میلاد سراج دبیر شورای صنفی به این مسئله اعتراض کرد و تا پای همه چیزش ایستاد . اما وقتی که رفت عده ای گفتند :شورای صنفی دختر دانشجو را دزدید!!! همانگونه که دکتر اکبری این اواخر هم همین جمله را تکرار کرد.

اینها ما را چه فرض کرده اند؟کور ،کر یا ....؟

تاریخ را قوم فاتح مینویسد. آقای اکبری باز هم پیروز خواهد شد و روی سنگ قبر خاطرات شما گناهان زیر دستانش را خواهد نوشت.که پیش از این هم شورای صنفی را فدای حمایت از کسانی کرد که ارزش دفاع او را نداشتند.و اصلا مگر شورای صنفی با ایشان مشکلی داشت ؟

آقایان انجمنی

شاید ندانیبد اما هرچه در این دانشگاه می گذشته و می گذرد بیش از اینکه جنبه سیاسی و یا فکری داشته باشد ناسیونالیستی است.حس ناسیونالیستی که رئیس و پلیس و روحانی را همداستان کرده راه سخن بر شما میبندد.

این تنها اندکی از ارتباطات تنگاتنگ سیاسی موجود است ،حضور پررنگ عناصری از دانشگاه سیستان و بلوچستان در پستهای بالای وزارت علوم به نحوی است که گمتان نمیکنم صدای اعتراض شما به جایی برسد،چراکه هر گله ای از دانشگاه به وزارتخانه برسد ،از آنجا که در محدوده اخیارات دکتر رستمی (ریاست سابق دانشگاه سیستان و بلوچستان و همشهری ریاست دانشگاه ) به عنوان مسئول شکایات وزارت علوم می باشد ،عینا به شخص رئیس دانشگاه عودت داده خواهد شد و چه بسا دردسر مضاعفی برای شما شود.

از طرف دیگر نقش یکی دیگر از اساتید دانشگاه را که در دورران دولت نهم به وزارتخانه منتقل گردیده نباید فراموش کرد.داستان اینجاست که ایشان دوره دکترای خود را نزد آقای وزیر دکتر زاهدی گذرانده اند و رابطه شاگردی استادی ،اگر نگوئیم سبب این انتقال و انتصاب باشد فلااقل در روابط کنونی حاکم است و می دانید که در بسیاری موارد داناشتن پست و مقام بی حمایت خارجی و داخلی ممکن نیست و بی شک ایشان هم عناصری را که نمی توان نام برد به واسطه همان ویژگی ناسیونالیستی در دانشگاه دارند .

گذشته از این ماجرا ،کسی که ما او را به عنوان وزیر علوم میشناسیم ،پیش از این و در زمانی که دکتر اکبری معاون آموزشی دانشگاه باهنر کرمان بودند در مجموعه ایشان به عنوان مدیر کل آموزش فعالیت کرده اند و بنابراین روابط موجود کاملا طبیعی است که اگر نگوییم رابطه رئیس و مرئوس سابق ،در تعریف مرید و مراد میگنجد.

بگذریم از اینکه شخص وزیر علوم هم از لابی پان کرمانیست ها در عرصه سیاسی کشور بهره میبرد و شایئد اگر این نبود وزیر نمی بود.

آقای نساجی و دوستان انجمنی

حالا دیگر شما را فقط انجمنی میخوانم اگر چه خود مانند شما تئوکرات نیستم و جامعه آرمان خویش را یک جامعه مبتنی بر دموکراسی میدانم اما شما را واقعا انجمنی میدانم حتی اگر دیگران نپذیرند .حال هر اعتقادی هم که داشته باشید مهم ایمان و اراده شما در این راه است.

آنچه شما پیرامون تشکل جامعه اسلامی عنوان کردید برای ما که شاهد دوران 82 و 83 و انتخابات ریاست جمهوری 84 بوده ایم شفاف و روشن است.

اینکه مسئولین جامعه از همه کاندیداها بهره بردند ،اینکه آقای ی.خ مسئول ستاد جوانان آقای هاشمی در استان بود و در عین حال م.ج.ت طرفدار قالیباف بود و باز با هاشمی میگشت و هم محسن رضایی را دعوت می کرد هم لاریجانی و قالیباف اصول گرا را و هم کروبی اصلاح طلب را .اینکه جامعه از سال 83 تاکنون چهار سال انتخابات برگزار نکرد و هیچ کس به آن معترض نشد .اما مگر شما نمی دانید که چه کسانی در هیئت نظارت بر تشکلها هستنمد ؟حداقل سه چهره و از جمله ریاست دانشگاه همشهری دبیر جامعه بودند و بقیه هم منصوب دکتر اکبری.حال شما انتظار داشتید شکایت شما به جایی برسد؟

و حال مگر دبیر انتصابی جدید جامعه که اصلا تخلفات دبیر قبلی برایش مهم نبود و فقط به قصد نابودی منتقدین دست به شکایت زده ،همشهری و همسایه مسئول نهاد رهبری نیست؟و همچنین هم استانی بقیه اعضای هیئت نظارت.

و اصلا چه شد که ناگهان دوباره جامعه با اراده مسئولین زنده شد و بی آنکه هیچ بوروکراسی را بگذراند اقدام به برگزاری جلسه سخنرانی کرد؟(که البته مشتری جز صندلی های خالی نداشت)آیا اینها همگی از رانت نبود؟

من شاهد توهین و ضرب و شتم شما توسط عده ای  معلوم الحال نا معلوم در جلسه پرسش و پاسخ  هیئت رئیسه دانشگاه بودم اما مگر دکتر اکبری نگفتند "براتی هیچ کس اتفاقی نمی افتد"و "با خیال راحت بپرسید" چرا باید عده ای جرات کنند دانشجویی را که به حسن اخلاق مشهور است بزنند و باز با کمال پررویی همان ها از شما شکایت کنند؟من شاهد بهت و حیرت شما از این متاجرای عجیب که به عقیده من از قبل سازماندهی شده بود ،بودم .شما فکر میکنید چرا چنین افرادی باید سراغ شما بیایند؟

آقای نساجی

حتم دارم در این مدت هم تهدید شده اید و هم احتمالا تطمیع خواهید شد چرا که خیلی چیز ها را میدانید و با شناختی که از شما پیداغ کرده ام  از هیچ کس هم هراسی ندارید .اما باید بدانید در این معرکه سیاسی یا باید بترسید یا به آنان بپیوندید.این جا جای جان فشانی نیست .این جا همه چیز لابی و و همشهری بازی است.شما یلاد در این بازی وارد می شوید یا حذف میشوید.هیچ ربطی هم به نظام و انقلاب و دولتهایی که می آیند و میروند ندارد. اینها دولت خود را از صدقه سر همشهریان خود دارند نه شهدای که شما خود را امتداد راه آنها میدانید.به قول خود شما :

 " آنهایی که جبهه رفتند سرشان را نداند که آنهایی که جبهه نرفته اند سرمایه دارشوند"

اینها در زمان دولت اصلاح طلب دانشجوی دوم خردادی را سر بریدند ،پس شما دانشجویان اصول گرا را هم در دوران احمدی نژاد سر خواهند برید.و آب هم از آب تکتان نمی خورد.

شما از ما و فعالان  شورای صنفی نوشتید و شنیده ام که میلاد سراج را ملاقات و با وی هم سخن شده اید. من هم وظیفه دانستم در پاسخ این محبتی که شما خالصانه و علیرغم تفاوت سلایق سیاسی که بین ما وجود دارد به ما بچه های شورا داشتید برایتان بنویسم .دورانی که با شورای صنفی دوره پنجم داشتیم تکرار نخواهد شد و امیدوارم سرنوشت آنان برای شما هم تکرار نشود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:3  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 شوراي صنفي و مشاركت دانشجويالن

شوراي صنفي آري اما پرسش و پاسخ ها چه شد؟

شورای صنفی قرار است تشکیل شود .اما پس از سه سال و با تاخیر 6 ماهه،که طبق قانون میبایست در آبان و اردیبهشت هر سال انتخابات برگزارشود.این تنها وعده از وعده های دکتر اکبری بود که عملی شد.

ریاست محترم دانشگاه در پایان سال 1386 و در حایکه 15 ماه بود هیچ دیدارو گفتگویی با دانشجویان نداشت یک روز ظهر بدون هماهنگی و اطلاع قبلی در مسجد قائم مهندسی حاضر و در حالی که حاج آقای انصاریان را در کنار خود می دید پاسخگوی سوالات دانشجویان شد. این جلسه یک شنبه هفته بعد هم در همان محل مسجد مهندسی و ظهر دوشنبه در مسجد ادبیات ادامه یافت و ایشان قول دادند جلسه ای با حضور عموم دانشجویان در سالن آمفی تئاتر فردوسی برگزار کنندکه همگان از نتیجه آن آگاهند.

علاوه بر نقظه نظرانت دانشجویان مسجدی که ایشان را به چاره اندیشی جهت گفتگوی رودررو واداشت ، برگزاری تجمعی توسط دانشجویان در همان ایام در اعتراض به وضعیت نامناسب گرمایش و آب خوابگاهها در محل سازمان مرکزی هم بسیار موثر بود که اگر چه دکتر اکبری مثل همیشه بار روی گشاده دانشجویان را پذیرا شدو به گفتگو با ایشان نشست اما جلسات متعدد امسال با تمام جلسات پرسش و پاسخسالهای گذشته متفاوت بود و آن اینکه دیگر کف و سوت به افتخارکارهای کرده جای خود را به سوال از آنچه هست و آنچه نیست و باید باشد داده بود و مسائلی چون " توسعه نامتوازن" و " عدم وجود شورای صنفی" "کارهای عمرانی دیگر بس است"– " علم کجاست و آزمایشگاه نداریم " مطرح شد که البته هیچ کدام پاسخی نداشت و ایشان بیشتر به تعریف و تمجید از سوابق و برنامه های خود - که از حق هم نگذریم درخشان است- پرداختند والبته از توهین و تمسخر پرسش کنندگان و جنگ روانی هم فرونگذاشتند.

حال با توجه به وعده دکتر اکبری درباره ادامه جلسات پرسش و پاسخ در یکشنبه ها باید پرسید جلسات چه شد؟ و با این تفاسیر ادامه برگزاری جلسات پرسش و پاسخ یک طرفه و صوری به منظور اعمال تبلیغاتی و نمایشی بدون حضور نمایندگان دانشجویان و در یک فضای بسته امنیتی چیزی جز نادیده گرفتن شعور اجتماعی دانشجویان نخواهد بود چرا که حذف منتقدینی که رسالت خود را در انتقاد سازنده میبنند مانعی جدی بر سر راه تعالی و شکوفایی دانشگاه خواهد بود.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:11  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

پس از 4سال  در دانشگاه سیستان و بلوچستان

 شورای صنفی دانشجویان تشکیل می شود

 

پس از چهار سال در دانشگاه سیستان و بلوچستان شورای صنفی دانشجویان مجددا تشکیل میشود.

به گزارش خبرنگار اندیشه آزاد ، پس از گذشت 4 سال از آخرین دوره شورای صنفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان ، با برگزاری انتخابات در 29 اردیبهشت جاری ،هفتمین دوره شورای صنفی دانشجویان در دانشگاه شروع به کار خواهد کرد.

دانشگاه سیستان و بلوچستان آخرین بار و از بهمن 81 تا مهر 83 شورای صنفی پنجم به دبیر اولی میلاد سراج را تجربه کرد که پس از کشمکش طولانی داتشگاه با این تشکل و صدور احکام انضباطی برای 6 تن از اعضای شورای مرکزی موجودیت آن در معرض خطر قرار گرفت.پس از آن و در سالهای 83 84 و 85 انتخابات شورای صنفی با اعمال نظر و ایجاد محدودیت برگزار شد و مسئولان آنرا به دیل به حد نصاب نرسیدن آراء منحل نمودند.

مطابق آیین نامه شورای صنفی دانشجویان دانشگاه هر سال باید در مهر و آّبان انتخابات دوره جدید را برگزار کند ، اما در سال تحصیلی اخیر و با تغییر معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه تاکنون انتخابات برگزار نشده بود که سرانجام با فشار دانشجویان و تشکلهای دانشجویی ، ریاست دانشگاه به برگزاری انتخابات تن داد.

در حالی مجریان انتخابات شورای جدید را شورای هفتم می نامند که از زمان شورای پنجم تاکنون این دانشگاه از داشتن شورای صنفی محروم بوده است.از طرف دیگر در طول سالهای اخیر دفاتر و اسناد شورا توسط دانشگاه پلمب و به تشکلهای دیگر واگذار شده اند و شورای جدید فاقد هرگونه امکاناتی است.

گفتنی است ، ثبت نام از کاندیدا ها هم اکنون به اتمام رسیده و قرار است انتخابات در تاریخ 29 اردیبهشت برگزار شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:2  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

سياست هاي آقايان هيچ ربطي به دولت نهم ندارد

 

بی آنکه بخواهیم از كسي يا جناحي حمایت کنیم و یا از وظیفه اصلی خود به عنوان دانشجو تشکل دانشجویی که نقد دولت و حاکمان است- اگر چه كه نقد سياست هاي اقتصادي ،كار كارشناسي خاص و دانش لازم را مي طلبد كه از عهده ما خارج است و البته زمان لازم است تا بتوان بر درستي يا نادرستي برخي سياستها قضاوت كرد طفره برویم- لازم است پیش از همه به دنیای نه چندان کوچک پیراومن خوکه همان دانشگاه پپردازیم.اما آنچه در اين مقاله مد نظر ماست بررسي اجمالي عملكرد هيئت نظارت بر تشكل هاي دانشگاه سيستان و بلوچستان است كه در كنار ساير نهاد هاي مسئول همچون شوراي فرهنگي و كميته ناظر بر نشريات عهده دار فضاي فرهنگي و سياسي دانشگاه است.

از سال 82 به بعد تلاشي از سوي هيئت نظارت (كه شامل شخص رياست دانشگاه،مسئول نهاد رهبري و نماينده حقوق دانشگاه و نماينده استانداري در دانشگاه به عنوان صاحبان حق راي و معاونت دانشجويي و فرهنگي و دبير هيئت نظارت به عنوان اعضاي ناظر مي باشد)در جهت محدود كردن فعاليت هاي سياسي دانشجويان صورت گرفت ، نخست شوراي صنفي دانشجويان تعطيل و اعضاي آن محكوم ،تعليق و تبعيد شدند،به نحوي كه فعال ترين تشكل دانشگاه كه وظيفه پي گيري حقوق صنفي ،آموزشي و اجتماعي دانشجويان را بر عهده داشت به حاشيه كشيده شد و زمينه براي سركوب ساير تشكل ها فراهم شد.

گام بعدي حذف«مناظره» و «تريبون آزاد» از برنامه هاي دانشگاه بود به نحوي كه به هيچ تشكلي مجوز برگزاري مراسم به صورت تريبون آزاد(كه در آن افراد حقيقي و نمايندگان تشكل ها مي توانستند به بيان آراءو ديدگاه هاي خود به صورت آزاد بپردازند)داده نشد.تمامي اين مراحل در دوران دولت دوم خرداد اتفاق افتاد و تنها با تغيير وزير علوم و جايگزيني دكتر توفيقي به جاي معين بود كه برخي فشار، بر دانشجويان كاسته شد و احكام صادره درباره اعضاي شوراي صنفي دانشگاه همانند بسياري از دانشجويان محكوم سراسر كشور تقليل يافت.اما اين بخشندگي شاهانه مانع از به قهقرا رفتن دانشگاه نشد و اعضاي شوراي صنفي ديگر هرگز نتوانستند انسجام دروني خود را بازيابند و اين ضعف به ساير تشكل ها هم سرايت كرد.

با روي كار آمدن دولت نهم ،گرچه برخي مسئولين انحصار طلب از صحنه دانشگاه حذف شدند و سیاستهای امنیتی مسئولين سابق حراست دانشگاه كنار رفت،اما اقدام دكتر محمودي معاون جديد دانشجويي در برگزاري انتخابات شوراي صنفي با بي رغبتي دانشجويان و بي ميلي برخي مسئولين دو سال پياپي ناكام ماند و يا انتخابات منحل شد و يا اصلا به حد نصاب نرسيد.

در سال اخير هم كه به تازگي و تحت فشار دانشجويان نشريات و تشكلها انتخابات شوراي صنفي قرار است انجام شود شاهد آن هستيم كه هيئت نظارت مانع از برگزاري جلسات پرسش و پاسخ شفاهي مي شود و تنها به پرسش كتبي رضايت مي دهد.

اين امر مسلما با تبليغات برخي جريانات به حساب دولت نهم گذاشته مي شود و تلقي همگان اين خواهد بود كه نه تنها دانشگاه بلكه كل كشور دچار اختناق است و نمي توان انتقاد كرد.اما بايد گفت كه سياست هاي آقايان هيچ ارتباطي با دولت نهم ندارد و هيچ تكليفي از وزارت علوم و معاونت فرهنگي اجتماعي درباره اين مسائل نبوده كه همگي خواست شخصي برخي مسئولين است در جهت كم رنگ كردن نقش دانشجويان و حركت به سمت يك دانشگاه ساكت و بي سروصدا براي پياده كردن هرچه راحت تر برنامه هاي از پيش بافته خودکه چنین سیاستهایی ازدوران دوم خرداد آغاز شد و بدین جا رسید.

به نحوي كه شاهديم هم اكنون فضاي دانشگاه بيشتر شبيه يك دبيرستان بزرگ است و حتي يك مهدكودك رنگارنگ تا يك فضاي آكادميك و دانشگاهي!!

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 17:27  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

ما چون شیشه ایم اگر بشکنیم تیز تر میشویم

این روزها برای انجمنهای اسلامی مستقل ، روزهای سختی و طاقت فرسایی است .در حالیکه بسیاری انجمنهای اسلامی خارج از چارچوب تحکیم را به انگشت اشاره نشاته رفته اند و متهم به وابستگی به دولت و حاکمان می کنند شاهد آن هستیم که فشارهایی از داخل و خارج دانشگاه برآنان وارد می شود تا تلاش کند در خلا سیاستهای مغرضانه وزارت علوم در دولت قبلی آنان را همچنان از راه خود بازدارد.

هنوز ماجرای شکایت دانشگاه آزاد و مجریان این شرکت خصوصی که تحت لوای علم به تجارت مشغول اند از خضریان عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل ادامه دارد و با قرار کفالت آزاد است ،دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران (پردیس قم) به واسطه شکایت دفتر تحکیم دانشگاه که به دروغ خود را انجمن اسلامی می نامد و ساخته دست رئیس سابق دانشگاه است،درگیر مجامع قضایی است و اما در دانشگاه سیستان  بلوچستان هم "ماییم و آب دیده" که همچنان همانانی هستند بودند و نمی خواهند و نمی توانند ما را ببیننند. همانگونه که در مصاحبه با سایت های خبری هم مطرح کردیم ماجرای این شکایت چیزی بیش از شکایت چند دانشجوی معلوم الحال و متن شکایت و امضایی که حالا دیگر همه می دانند کدام یک از مسئولین آنرا تنظیم کرده و به نام دانشجویان ارائه کرده است و یا شکایت تشکلی تحت هدایت افرادی تازه از راه رسیده است.

ما دسهایی را پشت پرده می بینیم که شاید نتوان رو کرد اما خودشان هم می دانند که حنایی که بسته اند رنگی ندارد و همگان دانند آنچه را باید دانست.

اما هر چه می گذرد و تهدید ها و ارعابها بیشتر می شود ،ذره ای از اراده ما در مسیری که انتخاب کرده ایم کم نخواهد شد ،که پیش از این هم بهایی سنگین پرداخته ایم.ما سی امین عضو تشکیلاتی هستیم که در بدو تاسیس با هجمه و توهین و تهدید روبرو شد و بنیان گزاران آن برای انجمنی ماندن هزینه ای سنگینی پرداختند حتی با وجود آنکه از عنوان تحکیم دست کسیدند و به صرف انجمنی بودن رضایت دادند.

دبیر انجمن ما اولین دبیر تشکیلاتی نیست که حکم انضباطی اش را قاب میگیرد و به دیوار اتاق نصب میکند ،که انجمن مان دفتر ندارد و گرنه برای تاریخ تشکیلاتمان هم گواهی می شد بر سینه دیوار انجمن.

پیش از این و در همان سالهای 78 تا 84 که معین و هم پیالگی هایش از درون ما را میکوبیدند و در برون سخن از آزادی بیان می راندند،شاهد بودیم که روسای دانشگاه اجازه می دادند افرادی بیایند و اعضای انجمنهای ما را بزنند و دفتر ها رابگیرند.حتی اگر اعضای انجمن شب را به پاسداری در دفتر می خوابیدند ،عاقبتشان ضرب و شتم بود و جوش خوردن در انجمن با میلگرد هایی که سلاح اما در پایان انتخابات لباسهای همه که هیچ حتي زیر پيراهن هاي آنها پاره شده بود.

آنروز بیت ا..برقراری دبیر منتخب را به جرم انجمنی بودن و تحکیمی نبودن از طبقه بالای ساختمان دانشگاه به پایین پرتاب کردند به گونه ای یک ماه در حال کما بود.

اما فرادی آنروز در حمایت از او دانشجویان تجمع کردند و شعار دادند :حزب فقط حزب ا.. رهبر فقط بیت ا..

آری ،آقایان راست و چپ دانشگاه ما چنین پیشینه ای داریم ،ما زیر پر قو نخوابیده بودیم که حالا با حکم انضباطی بی ارزش شما خوابمان آشفته شود.این شمایید که آشفته اید و نمی دانید چه میکنید. زمانه میگذرد و زمان شما هم خواهد گذشت.

زمانی که مسائل پشت پرده دانشگاه سیستان و بلوچستان را برای خضریان عضو شورای مرکزی اتحادیه می گفتم ،او هم از خود گفت ،گفت که یک ترم حذف سیاسی بوده و خانه نشینش کرده اند . اما باید گفت که آنزمان دوم خرداد بود و به ما بهدید دشمن می نگریست و این موارد عادی بود ،اما حالا و در دوران حاکمیت دولت اصول گرا ،این ها در دانشگاه شما چه می کنند؟

اما اینان باید بدانند که ما اگر نتوانینم این احکام را لغو کنیم ،هر چه از دستمان برآید می کنیم ، تالااقل هزینه این کار را برای کسانی که دانشگاه را حیاط خلوت سیاسی خود کرده اند بالا ببریم . آری برادر اینجا دانشگاه است ، خانه خاله و جای همشهری بازی نیست.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 17:2  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

دانشگاه .......و........

اداره نظميه دانشگاه.......و........ .

طبقه بندی:خیلی خیلی مهم                      تاریخ:.................

                                                                                      شماره:................

 

به: مامور مخصوص         از: دبیر نظمیه    موضوع: حکم عضویت

با توجه به سوابق و برجستگي هايي كه در شما در مدت ترم گذشته سراغ داريم و با توجه به شرايط حاد فرهنگي دانشگاه جناب عالي به عنوان رابط خبري منصوب مي شويد.لذا تا پايات ترم تحصيلي شما وظيفه جمع آوري اخبار و اطلاعات را در سطح دانشگاه بر عهده خواهيد داشت.

ضمنا در جهت حمايت و تشويق جناب عالي در كارهاي فرهنگي متناسب با ميزان اخبار و ساعات فعاليت و هم چنين كميت و كيفيت اطلاعات ارسالي به دفتر براي شما مبلغي در نظر گرفته خواهد شد.لذا تا تاريخ ........ فرصت داريد در جهت قرارداد كار دانشجويي به...........مراجعه نماييد.

محل ماموريت شما به زودي ابلاغ خواهد شد.                                       امضا:

 

دانشگاه .......و........

اداره نظميه دانشگاه.......و........ .

طبقه بندی:خیلی خیلی مهم                      تاریخ:.................

                                                       شماره:................

 

به: دبیر نظمیه    از: مامور مخصوص          موضوع: کاردانشجویی و عرض ارادت

دبير محترم نظميه دانشگاه

لازم است به عرضتان برسانم كه بنده در حال حاضر در اتاق ...... خوابگاه .......حضور دارم و هم اتاقي هايم از حضور بنده در نظميه ناراضي بوده و بنده را به خاطر رفتاري كه با برخي از دانشجويان داشته و به آنها تذكر داده ام شماتت مي كنند.

به عنوان مثال تذكر اينجانب به ..........كه به درگيري فيزيكي انجاميد به گوش ايشان رسيده و از آنجا كه بنده دانشجوي شبانه هستم و حضورم در اتاق ايشان غير قانوني است از من خواسته اند كه از نظميه استعفا دهم وگرنه از اتاق اخراج خواهم شد.

لازم به ذكر است كه اعضاي اتاق،مؤسسين تشکل جديد انجمن اسلامي دانشجويان مستقل هستند و نسبت به سياستهاي نظميه به شدت معترضند.

ضمنا اميد است در تعداد ساعات رد شده براي اينجانب تجديد نظر و به ميزان ان افزوده شود.

تاريخ:                                         ساعت               : امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313

دانشگاه .......و........

اداره نظميه دانشگاه.......و........ .

طبقه بندی:خیلی خیلی مهم                      تاریخ:.................

                                                       شماره:................

 

به:مامور مخصوص(313)  از:دبیر نظمیه     موضوع:محل ماموریت

آقاي............. مامور مخصوص(313)

نامه جناب عالي مبني بر تهديدها و فشار اعضاي اتاق.......خوابگاه مهندسی ........به دستمان رسيد.

لازم است در مقابل ايشان مقاومت نموده و در اتاق باقي بمانيد.با آقاي ......مسئول اداره....... هماهنگ شده تا از حضور شما در اتاق حمايت شود. از آنجا كه تشكل انجمن اسلامي دانشجويان مستقل كه اعضاي آن در اتاق مذكور به سر مي برند تشكلي منتقد و خطرناك است كه تحت لواي اسلام و عدالت خواهي و آرمان گرايي مسئولين را به شدت مي كوبد و تا كنون نيز از ما حمايت نكرده و تلاش ما براي كشاندن ايشان به سمت خود جهت بهره برداري و مقابله با انجمن اسلامي بي فايده بوده است.لازم است جناب عالي در آن منطقه فعالت نموده و اخبار و اطلاعات اين افراد را به ما برسانيد.به نظر مي رسد خطر اين افراد به مراتب بيشتر از خطر انجمني هاست چرا كه اينها حساب شده و با اصول و منطق خاصي نقد مي كنند و ادعاي بازگشت به ارزش هاي انقلاب را داشته

و قصد دارند ما را مقابل شهدا و انقلاب قرار دهند.لذا از اين پس شما با كد مخفي «محرم 1313» فعاليت نموده و لازم است كه به ايشان اعلام نماييد كه از نظميه دانشگاه كه استعفا داده ايد تا بتوانيد به صورت مخفي فعاليت نماييد و به دنبال يافتن بهانه،اشتباه و موارد خلاف از ايشان باشيد.

التماس دعا

دبير نظميه دانشگاه                    امضا

دانشگاه .......و........

اداره نظميه دانشگاه.......و........ .

طبقه بندی:خیلی خیلی مهم                      تاریخ:.................

                                                       شماره:................

 

به: دبیر نظمیه    از: مامور مخصوص(محرم 313)     موضوع:ارائه گزارش

معرفي اعضاي گروهك به اصطلاح مستقل

دبير محترم نظميه دانشگاه

احتراما امار و اخبار تشكل تازه تاسيس انجمن اسلامي دانشجويان مستقل را به خدمت جنابعالي ارائه مي نمايم.اميد است كه اين اخبار در برقراري نظم و امنيت هر چه بيشتر دانشگاه مؤثر شود.

دبير تشكيلات اين تشكل آقاي.......... است كه عضو سابق تشكل جامعه ......... است و پيش از اين نشريه موج را در اين تشكل منتشر كرده است.وي عضو بسيج هم بوده و در شوراي مركزي (حوزه)مسئوليت داشته است.وي در آغاز سال 84 در اعتراض به سياست هاي تشكل جامعه از آنجا خارج مي شود و بار ديگر در بسيج و در نشريه زبان سرخ طنز مي نويسد.

لازم است بدانيد در اين مدت وي ضمن مصاحبه شديداللحني با مسئول خوابگاه ها آقاي.........و دبير دانشجويي آقاي ..........آنها را مسئول مشكلات خوابگاه ها دانسته و عليه آقاي    طنز مي نوشته است.اما سرانجام وي و دوستانش در نشريه زبان سرخ از بسيج اخراج مي شوند.(الحمدلله)

وي در حال حاضر نشريه انديشه آزاد را منتشر مي كند كه حاوي مطالب تند و توهين آميزي است (خدا لعنتش كند) و دوستان وي كه ورودي هاي جديد هستند قصد دارند نشريه ديگري به نام 16 آذر منتشر كنند.(لازم است كه از كار ايشان جلوگيري شود.

اسامي افراد عضو اين تشكل به پيوست ارسال مي گردد.

در خدمت گذاري حاضرم.ضمنا كار دانشجويي بنده فراموش نشود.

تاريخ:                                         ساعت               : امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313:

طبقه بندی: خیلی مهم

تاریخ:

شماره:                                  دانشگاه .......و........

اداره نظميه دانشگاه.......و........

 

به:دبیر نظمیه     از:محرم 313      موضوع:موضوع نشریه مذموم و قبیح آندیشه آزاد

به نظر مي رسد كه اينها قصد دارند در سري نشريه انديشه آزاد نقد تشكل ها را بكنند.اميد است كه با كوبيدن انجمن ها،اين دو نتشكل به جان هم بيافتند و از گير دادن به مسئولين«محترم» دانشگاه باز بمانند.

همچنين لازم است كه به مسئولين اين تشكل ها هم اطلاع دهيد(به صورت مخفي) كه اينها قصد دارند آنها را ضايع كنند و بد نام كنند.در اين راستا چك نويس چند صفحه از مطالب نشريه را كه قرار است بزودي منتشر شود از كمد آنها دزديده ام( همان طور كه مي دانيد اين اسمش دزدي نيست و در جهت مصالح دانشگاه و همين طور نظام(مقدس جمهوري اسلامي) است و ممانعت اخلاقي و شرعي ندارد.

اميد است كه دانشگاه آرام و بي سر و صدايي جهت خدمت گزاري هر چه بيشتر مسئولين داشته باشيم.

تاريخ:                                         ساعت               : امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313

" في قلوبهم مرض"

به نظر مي رسد اينها از نقد تشكلها منصرف شده اند و قصد دارند كارهاي جديدي بكنند.

از آنجا كه سفر رياست جمهور نزديك است،مي خواهند دانشگاه را به جلوه داده و چرنديات خود را در قالب نقد و مطالب فرهنگي در اين سفر ارائه دهند.لازم است كه از كار ايشان جلوگيري شود.

تاريخ:                                         ساعت               : امضا

 

اطلاع يافتم كه آقاي ........مسئول ........مستقل ها با ........ مسئول......... انجمن  .......... ملاقات داشتند و از او خواسته كه به جاي درگيري و مجادله و جنگ زرگري به مطالبه و نقد سازنده و دلسوزانه بپردازند.

مشخص شد كه علت تغيير رويه نشريه و رها كردن نقد تشكل ها،سازش و مصالحه اي است كه بين اين دو فرد معلوم الحال صورت گرفته.مي توانيد با ايجاد شايعه مبني بر اينكه اينها با هم همدستند و به نظام اعتقاد ندارند آنها را بدنام كرده و وجهه آنها را در مسجد و بين مذهبي ها خراب نماييد.

باشد كه توفيقي در جهت خدمت به خدا حاصل گردد

تاريخ:                                         ساعت               : امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313

 

اطلاع حاصل شد كه در تاريخ......... كه در نشريه مذموم «انديشه آزاد» هم قيد شده بود،جلسه اي با حضور مشاوران جوان استانداري به بهانه نقد عملكرد مشاوران جوان و نقش جوانان در دولت نهم توسط اين مستقل ها برگزار شد.در جلسه شان شركت كردم.به نظر مي رسد كه اين جلسه پوششي براي فعاليتهاي سري و تشكيل تيم هاي زيرزميني  و تربيت سمپاد عليه مسئولين دانشگاه باشد.لازم است كه دقت بيشتري به عمل آيد.

تاريخ:                                         ساعت               : امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313

 

" الصلوة عمود الدين "

آقاي............. از اعضاي فعال تشكل............ شبها تا ساعت 8 صبح مطالعه مي كند و ظهرها از نماز جماعت در مسجد باز مي ماند.مي توانيد اين مسئله را بهانه اي براي تخريب شخصيت ايشان كرده و بگوييد كه ايشان ائمه جماعت مساجد را به تقوا و علم قبول ندارد.

تاريخ:                                         ساعت               : امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313

 

" النكاح سنتي "

آقاي.......... مسئول........... انجمن مستقل مدتي است كه از سفر شهرستان برگشته اند و در بازگشت انگشتر به دست چپ نموده و مدعي اين هستند كه ازدواج كرده اند.لازم است و در صحت و سقم مسئله تحقيق و تفحص شود.ضمنا ايشان در مسجد،كلاس و خوابگاه شيريني پخش نموده اند،كه محل تامين مخارج گزاف آن جاي سؤال است مبادا از بيت المال و بودجه دانشگاه باشد.

تاريخ    ساعت         امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313

 

آقاي......... مسئول.........انجمن در سلف سرويس ضمنا بحث با يكي از اعضاي بسيج دانشجويي از ايمان و اعتقاد مهندس بازرگان دفاع كرده و ايشان را فردي مبارز و زندان رفته دانست كه نبايد سياست ليبرالي و عملكرد وي در دولت موقت را با اعتقاد و روحيه انقلاب و اصلاحي وي   كرد.همان طور كه مستحضريد مهندس بازرگان از مطرودين نظام هستند كه حمايت اين افراد از اين شخصيت جاي تامل دارد.

تاريخ    ساعت         امضا

 

آقاي........... از مؤسسين تشكل مذموم و مقبوح انجمن اسلامي دانشجويان مستقل در شماره اخير انديشه آزاد ضمن انتشار مطالبي پيرامون دانشگاه آزاد و طنزهاي با قالب ها و ادبيات متفاوت آقاي جاسبي از دلسوزان نظام را كوبيده و حتي به آقاي........... از استوانه هاي نظام توهين كرده است.

شنيده ها حاكي از آن است كه وي آقاي جاسبي را به نام امپراطور جاسبي خطاب نموده وايشان را نشريه به يك آرشيوكرات و اشرافي گرا تشبيه كرده است.

تاريخ      ساعت      امضا

 

طبق اخبار واصله آقاي خضريان از اعضاي شوراي مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل كه به دعوت اينها به دانشگاه دعوت شده است چندين بار آقاي جاسبي مدير محترم دانشگاه آزاد نقد كرده و در حال حاضر از ايشان شكايت شده و در رفت و آمد به دادگاه به سر مي برد و با قرار كفالت آزاد است.

چگونگي مجوز به چنين فرد مجرم و متهمي از سوي هيئت محترم نظارت بر تشكل ها جاي تاسف است.

تاريخ      ساعت      امضا

مامور مخصوص حاکم بزرگ : محرم 313

 

طبقه بندی: محزملنه

تاریخ: ...........................

شماره:............................                                          دانشگاه .......و........

اداره نظميه دانشگاه.......و........

 

به: مامور مخصوص محرم 313      از: دبیر نظمیه    موضوع:  حکم تغییر ماموریت

وهم فیها خالدون

مامور مخصو ص –محرم 313

به اطلاع میرساند که ماموریت و منطقه عمیلاتی شما  لو رفته و تا اطلاع ثانوی لازم است از دید افراد پنهان و  از اقدام عملی یا اطلاع رسانی پرهیز نمایید.

بدیهی است که شما دیگر مامور کمیته نبوده و نباید خود را با این عنوان معرفی نمایید .

امید است که از توانایی های شما در موارد دیگر استفاده شود.             التماس دعا

دبير نظميه دانشگاه                    امضا

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:41  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

دانشگاه .............و .............

اداره کل نظمیه

نام : رضا

شهرت:نساجی زواره (مشهور به جنبش)

موضوع:تشکل انجمن اسلامی دانشجویان مستقل (1358)

نامبرده دبیر تشکیلات تشکل انجمن اسلامی مستقل بوده که در آخرین نشست اتحادیه مذکور به عنوان سخنگوی کمیسون سیاسی اتحادیه انجمنهای اسلامی انتخاب گردیده است.وی تاکنون چند عنوان مطلب در سایت خبری تحلیلی دانشجویان مستقل نوشته که از جمله خبر مربوط به مشکلات سوخت در دانشگاه سیستان و بلوچستان –مشروح میزگرد تشکلهای دانشجویی در آذر ماه 86 در دانشگاه-و چند عنوان مصاحبه و بیانیه می باشد.

از آنجا که فرد یاد شده ،در نوشتن طنز تخصص داشته و قصددارد فعالیتهای مطبوعاتی خود را گسترش دهد ،لازم است هر چه بیشتر زیر نظر گرفته شود.(نظر شنبه)

ملاحضات:احتمال عضویت یا شرکت در انتخابات شورای مرکزی اتحادیه انجمنهای مستقل بررسی شود.

نظر یک شنبه :پرونده آموزشی ملاحظه گردید .مشکل خاصی وجود ندارد .نامبرده دانشجوی ترم 8 فیزیک بوده و در یک یا دو ترم آینده فارغ التحصیل خواهد شد.

نظر دوشنبه:نظر یک شنبه صحیح است.

رونوشت به اداره امنیه:و ضعیت شخص مذکور از اتحادیه استعلام شود.

نسبت به استعلام اقدام شود.

اداره کل نظمیه

از طرف........

 

 

 

دانشگاه .............و .............

اداره کل نظمیه

نام :رضا

شهرت: نساج (مشهور به جنبش دانشجویی و جنبش)

موضوع:اقدامات خرابکارانه در خوابگاه دانشجویی

به اطلاع میرساند مدتی است که در خوابگاه 5مهندسی اتاقهای ....و.... افراد مشکوکی ساکن و یا رفت و آمد میکنند و حول شخصی به نام رضا نساجی مشهور به جنبش و پیغمبر خوابگاه 5 جمع می شوند.پیرو گزارش قبلی در تاریخ // در جمع ایشان حاضر و گزارش از سخنان ایشان تهیه نمودم که به پیوست ارسال می گردد.

لازم به ذکر است طرفداران این شخصیت وی را به تاسی از شخصیت دکتر علی شریعتی که مدتی در زندان اوین به پیغمبر بند 5 شهرت داشت ،او را پیغمبر خوابگاه 5 می نامند.

نظر شنبه: ادعای وی در شباهت به دکتر شریعتی محل اشکال است.

نظر یک شنبه: میزان مطالعه وی از کتب این شخصیت بررسی شود.

نظر دو شنبه : با توجه به عدم محبوبیت دکتر شریعتی در میان بسیاری دانشجویان مذهبی ،افشای این موضوع کارکرد مثبت خواهد داشت.

رونوشت به:معاونت ...........و...........                

اداره کل نظمیه

                                                                        از طرف...........

 

 

اداره کل نظمیه

 

مصاحبه/بازجویی  با  :رضا نساجی زواره   فرزند ............

در ارتباط با :گروه موسوم به انجمن اسلامی دانشجویان 1358

 

نسبت به اتهامات و سوالات مطروحه چنانچه پاسخی دارید مکتوب و تایید نمایید.

س: اظهارات خود  را چگونه تایید می کنید.

ج: با امضا تایید میکنم.

س: شما متهم هستید به توهین و تشویش اذهان عمومی ،افترا به نهاد ها و تشکل های دانشگاه .تایید می کنید؟

ج: مشخص نیست کدام نهاد و کدام تشکل  ؟

س: با توجه به اظهارات خودتان  در جلسات متعدد ، هر کدام را که فکر می کنید مرقوم نمایید.

ج: با توجه به مبهم بودن سوال ، فرض را بر توهین به رئیس دانشگاه ،اداره کل نظمیه و تشکل ....گذاشته و پاسخ می دهم.

اگر منظور ریاست دانشگاه باشد ،اصلا به شما چه؟ اصلا به 40 تا دانشجویی که یک مشت رابط اداره نظمیه بوده اند چه مربوط ؟ شما مگر کاسه داغ تر از آش هستید؟خودشان مگر زبان ندارند؟

اگر منظور اداره نظمیه بوده است باز هم به شما چه مربوط ؟شما مگر فوضول مردم هستید؟

اگر تشکل ......است من خود قبلا عضو آنجا بوده ام ،سخنگوی سیاسی بوده ام به شما چه مربوط؟

دیگر حرفی ندارم.

س: طبق شکایت 6 تن از دانشجویان ،شما در پایان جلسه پرسش و پاسخ اقدام به توهین به یکی از آنان نموده اید.در این رابطه چه دفاعی از خود دارید؟

ج:اگر منظور همان کسانی باشد که در پایان جلسه اقدام به ضرب و شتم و توهین به شخص اینجانب نبوده اند لازم است یاد آوری کنم که بنده نه تنها توهین نکرده ام بلکه به بنده توهین شده و خود من شاکی هستم و باید به شکایت من رسیدگی شود.شاهدان حاضرند شهادت بدهند.

س: اگر شما مورد حمله قرار گرفته و به شما توهین شده است ،چرا زودتر شکایت نکردید؟

ج:بنده که قصد ایجاد جنجال ندارم.ضمنا من ایشان را نمی شناختم و فکر نمی کردم مساله اینقدر راحت جدی باشد.حال که اقدام به شکایت نموده اند بنده هم از حق خود برای شکایت متقابل نمی گذرم و باید جواب شکایت بنده داده شود.

س: چون شما دیر تر اقدام به شکایت کرده اید شکایت شمال قابل طرح نیست.

ج:آقا مگه نونواییه که هر کی زودتر اومد زودتر نون بگیره؟مگه صف و صف بندیه و نوبتیه؟

به من توهین شده و کتک خورده ام و شاهد هم دارم .چرا شما شاهد مرا احضار نمی کنید؟

س: اشکال شما از دید ما وارد نیست.دفاع دیگری دارید؟

ج:خیر ندارم.

س: شما متهم هستید به توهین و افترا و برهم زدن نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی.در این رابطه چه دفاعی دارید؟

ج:آقا مگه اقتصاده یا شرکته که خصوصی و عمومی داشته باشه؟کودوم ذهن ؟کودوم نظم؟من تازه یه عده رو که قصد جنجال داشتند آروم کردم .من اگر با بچه های فلان تشکل صحبت کنم و آرومشون کنم شما میگید تبانی کردی و وابسته هستی.اگر هم نکنم و سر و صدا کنند می گید بر هم زدن نظم عمومی.آقا من به کودوم ساز شما باید برقصم؟

س: پس شما اقدام به رقص هم می کنید.در این رابطه چه دفاعی دارید؟

ج: چه دفاعی؟ چه کشکی؟ یعنی چی حرف دهن آدم می ذاری آقا؟

س: شما بنده را متهم میکنید.پس اتهام متهم ساختن نهاد های دولتی هم به اتهامات شما افزوده شد.دفاعی دارید؟

ج:چه دفاعی؟آقا مگه با دفاع میشه از پس شما براومد؟باید به شما حمله کرد آقا.

س: شما اقدام به تهدید و حمله نمودید. در رابطه با این اتهام چه پاسخی دارید؟

ج:آقا می بخشید.شما انسان هستید یا نه؟

س: بله .چرا که نه؟

ج:می خواستم بگم اگه ممکنه این رو هم به اتهامات من اضافه کنید که شما رو داخل آدم حساب کردم!!!

گناه سنگینیه نه؟

س: طفره نرید.اتهام اتلاف وقت نهادهای دولتی و نیز تشویش اذهان مدیران به اتهامات شما افزوده شد.

ج: آقا معذرت.یه سوالی برام پیش اومد.من قبلا متهم شده بودم به تشویش اذهان عمومی.حالا متهم شدم به تشویش اذهان مدیران دولتی.یعنی شما جزء بخش خصوصی هستید؟

س: منظور؟

ج: منظورم این بود که تو کار ما عمومی ها و عوام الناس بیچاره دخالت نکنید.ما اگه شمارو نخواهیم باید کی رو ببینیم؟

س:آخرین دفاعیه خودتون را بفرمایید.

ج: من فقط می خواستم در مقابل این دادگاه چند جمله بگم.

اینکه من به خاطر شما دانشجویان اینجا هستم.من دبیر تشکیلات نبودم .... من طنز نویس نبودم...من روزنامه نگار نبودم...من اصلا کاره ای نبودم....من جوگیر شده بودم....من اشتباهی بودم!!!

خدا رو شاهد می گیرم  که من هیچی رو برای خودم نخواستم .هیچی توی جیب خودم نذاشتم .من حتی پول کار دانشجویی های خودم و سایر اعضای انجمن رو برای هزینه های انجمن خرج می کردم.من همه تلفنهای انجمن رو با موبایل خودم انجام می دادم .من کامپیوتر نداشتم.......دفتر نداشتم....بودجه نداشتم.

من قسم میخورم که آب میوه ندزدیدم .مهمان دعوت نکردم که بلیطش رو توی بازار سیاه بفروشم.من مشروط شدم ولی مایوس نشدم.من همه چیزم رو برای این دانشجو ها دادم.

من شریف بدنیا آمدم،عدالتخواه زندگی کردم ،آرمانگرا بودم ....من هیچی رو برای خودم نخواستم .......

 فقط همین ها را می خواستم بگویم. 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:36  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

چگونه یک رئیس دانشگاه شویم؟

 

برای این کار شما احتیاج به یک همشهری دارید.همشهری شما می بایست در یک دانشگاه(ترجیحا ویرانه )رئیس بوده و به شدت سیاسی باشد.علاقه ای به آبادانی نداشته و بودجه های وزارتخانه را جهت خودشیرینی بازپس دهد.

-در مرحله اول شما آنقدر صبر می کنید تا گند از کار همشهریان درآید و ایشان به خاطر گندکاری خود ترفیع درجه گرفته و به وزارتخانه منتقل شوند.

- بخت با شما یار است. چون شما همشهری هستید رئیس خواهید شد!!

در مرحله اول شما پیش از همه چیز نیاز به خلوص نیت دارید.ابتدا نیت کرده سپس کلنگ را بردارید.

-آنچه که به شما ارث رسیده یک تپه خاکی است که سگ ها دوروبر آن پرسه می زنند.اولین کاری که می کنید اینست که همه جا را آسفالت می کنید.در این مرحله شما به شدت محبوب خواهید شد.

-مرحله دوم این است که دوروبر آسفالت را جدول نمایید.در این مرحله شما به لقب سردار جدول مفتخر خواهید شد!!

-چیزی که توی مملکت زیاد است همایش است.شما هم ضمن برگزاری چند همایش آبکی از قبیل : کنفرانس انجمن  سیاست گذاری  نخبگان علمی ،نهادهای نظارت در بخش خصوصی،سازمان های مدیریتی اداره کل طرح و توسعه فرهنگ و هنر در شورای شهر و روستای منطقه  ده نایب سفلی

بودجه کلانی از استانداری و سپس وزارتخانه گرفته و صرف چمن کردن محیط دانشگاه می نمایید.از آنجا که این بودجه علاوه بر بودجه رسمی دانشگاه است و صرفا به واسطه تلاشهای فردی شما بدست آمده هیچ احدالناسی حق ایراد گرفتن بر شما را نخواهد داشت.

-در این مرحله ممکن است دانشجویان پررو شوند.بهتر است قبل از هر کار تشکلها را به حاشیه کشانده و ساکت کنید تا همه چیز آرام و خوب پیش برود.

اگر دولت اصلاح طلب است با آنها همکاری نمایید(می توانید در این مرحله از همشهری خود استفاده کنید)تا کسی مانع کارتان نشود.از آنجا که همواره نیمی از قدرت دست جناح مقابل است مرتبا در نمازجماعت و نمازجمعه شرکت و با حضور در صف اول مانع از این شوید که زیر آبتان را بزنند.البته چه چپ باشد چه راست،حزب کارگزاران را از یاد نبرید که از همه مهمتر است و همه هم او را قبول دارند ،آنها را قبول داشته باشید تا همه شما را قبول داشته باشند.

-سیاسی بازی بس است.در این مرحله شما چمن را در اولویت دوم قرارداده و به سنگ کاری روی بیاورید.این همه سنگ نعمت خداست که بهترین جا برای مصرف آنها محیط علمی دانشگاه است.

-رنگ کردن خوابگاه لازم است.فراموش نکنید چون در مملکت همه پیمان کارها دزدند.رنگ کردن را تضمینی انجام دهید تا اگر خراب شد بتوانید یقه ی آنها را بگیرید.

-اگر تشکل جدیدی قصد مجوز گرفتن دارد به او مجوز ندهید که در آینده موی دماغتان خواهد شد.

-در این مرحله دانشگاه آنچنان زیبا  شده که به جای سگ ها،دختر و پسرها در آن آزاد می گردند.

این مهر تائیدی است بر عملکرد عالی شما!!(چشم حسود کور)

اکنون شکستن گردو با دم حق مسلم مسئولین است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:52  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

                                             

انتشار مقاله ای به قلم مسیح علی نژاد روزنامه نگار ساکن لندن در روزنامه اعتماد ملی که در آن سعی کرده بود با بکار بردن عبارات سخیف ، استقبال مردمی از احمدی نژاد را در سفر های استانی را کم اعتبار و محبوبیت شخص وی را به نگاه مردم فریبانه و عوام گرایانه او نسبت دهد، بار دیگر نشان داد مدعیان و طالبان "آزادی بیان" هنوز از فرهنگ آن بی بهره اند و" تعهد بیان" لازم را نهادینه نساخته اند.

از آنجا شخص روزنامه نگار مذکور مدتهاست وجهه ژورنالیستی خود را از دست داده و تبدیل به مهره سوخته روزنامه های زنجیری شده است و این گونه مطالب بارها و بارها در نشریات و از زبانهای دیگر تکرار شده اند، ریشه این نوع نگاه ها را باید در سیاست کلی اصحاب رسانه دوم خرداد در پی شکست در انتخابات ریاست جمهوری سوم تیر 84 دانست.

حال كه دو سال از پيروزي احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري84 مي گذرد ، بازخواني برخي گفتارها و پندارهاي برخي چهره ها ضروري است،خصوصا كه از آن زمان تا كنون تنها راه چاره براي جريانات ورشكسته سياسي كشور، اتهام " پوپوليسم و عام گرايي " بوده است.بدين معنا كه اگر آراء مردم در سال 76 از صندوق در آيد به فهم و درك و ويژگي هاي شهروندان يك جامعه مدني برميگردد و اگر همان مردم در سال 84 به احمدي نژاد راي دهند،اين امر ناشي از " احساسات عوام" ، "نا آگاهي توده ها" و به طور كلي پوپوليسم و قشري گرايي است.

پوپولیسم لااقل برای مدتی تنها گریز و راه چاره اصلاح طلبان برای انکار وجهه مردمی و نگاه رجایی وار ویژه او بود.به گونه ای که به عنوان مثال در روزنامه هم ميهن كه به صاحب امتيازي غلامحسين كرباسچي و مديرمسئولي عطرياني فر و سردبيري محمد قوچاني منتشر شد،در هر شماره مطلبي با عنوان پوپوليسم چاپ مي شد، به نحوي كه در آخرين شماره آن سه مطلب حول پوپوليسم و با محور حمله به احمدي نژاد چاپ شده بود،از جمله مقاله اي با عنوان پوپوليستها هميشه نمي خندند كه سعي كرده بود مواضع انتخاباتي وي را عوام فريبانه و در جهت تحريك توده هاي ناآگاه جلوه دهد و در حقيقت حاكميت جامعه را بي خرد و تنها خوانندگان خود را صاحب شعور فرض كرده بود.

حال كه دنبال يك پوپوليست هستيم، بياييد به انتخابات برگرديم.جايي كه آقاي مهدي كروبي نامزد جريان اصلاحات و جامعه روحانيت مبارز كه پس از هاشمي و احمدي نژاد،بيشترين آراء را آورد. اما چگونه؟؟نگاه نه چندان عميق به انتخابات گوياي اين است كه " آيت ا...كروبي!! " تنها با اتكا به دو دليل اول اینکه وعده 50 هزار تومان در هر ماه به هر ايراني و دوم بواسطه تعصبات قومي توانسته چنين راي را كسب كند،امري كه نماد عامل پوپوليسم و عوام فريبي است.

بیاییید نگاه دوباره ای به تبلیغات رسانه ای ایشان در انتخابات ریاست جمهوری داشته باشیم:

 " من مهدي كروبي هستم فرزند احمد كروبي،احمد كروبي رو همه مي شناسند،يه زن داريم ، زنمون را هم همه مي شناسند!! خودم زندان رفته ام،جبهه رفته ام،بچه هام هم زمان جنگ،خارج نرفتند!!خودم هم نرفتم !!.. "

تعجب نكنيد،اينها توهين و افترا نيست، بخشي از بيانات يكي از چهره هاي مطرح جريانات اصلاحات است كه ايشان را به عنوان شيخ اصلاحات و حتي به قول خودش پدر اصلاحات مي شناسند.اما فیلم های تبليغاتي ايشان در انتخابات نهم رياست جمهوري كافي است تا بفهميم چه كسي قرار بوده رييس جمهور اين كشور شود.

اكنون كه بنا به مقتضيات زمان آقاي كروبي سعي در ايجاد وجه روشنفكري و در عين حال اثبات استقلال سياسي خويش دارد،تشكيل حزب جديد اعتماد ملي و همين طور انتشار روزنامه اعتماد ملي كلاهي بس گشاد بر سر همان ملت "عوام كالانعام و الاغنام" كه با قالب نو روشنفكري به بازار عرضه شده است. روزنامه اعتماد ملي بازتاب به مراتب ضعيف تر و در عين حال محافظه كارتري از روزنامه شرق است كه به منظور اجراي سياست هاي حزب هم نام خود تاسيس شد گرچه رويكرد آن بيش از آنكه هم راستاي تفكر كروبي كه التقاط ناشيانه ای از اصلاح طلبي و اصول گرايي است باشد يادآور روزنامه شرق است.

بررسي برخي مطالب به اصطلاح تئوريك گوياي ضعف پشتوانه فكري صاحبان راي آن است،به عنوان مثال در مطلبي كه با عنوان بيماري انحصار به قلم يكي از روشنفكران در كسوت روحاني اين حزب در تاریخ 31 مرداد 86 به چاپ رسيده،آقاي فاضل ميبدي در يك تحليل !! كوتاه با شروع از موضوع اقتدارگرايي توتاليتاريسم و مذمت انحصارطلبي در حوزه سياست و تفسير آيه " الا ان الدين عند الاسلام" به نفع دموكراسي به اين نتيجه مي رسد كه انحصار در دين ومذهب نيز مطرود و پلوراليزم ديني را به عنوان يك اصل خدشه نا پذير مطرح مي نمايد!!

حال بايد پرسيد كه در كدام روش علمي و به كمك كدام استدلال مي توان از حوزه سياست به حوزه دين و ايدئولوژي گريز زد و نتيجه علمي گرفت؟ هر چند توان در فرايند عكس آن با استدلال هاي ايدئولوژيك و مبتني بر فلسفه مي توان وارد حوزه سياست و حتي اجتماعي شد، اما چه كسي مي پذيرد كه از نتيجه عملي مسئله به بنياد علمي آن وصله كرده و با فرايندي شبيه برهان خلف درستي مطلب را اثبات كرد.

در كنار اين مطالب به اصطلاح تئوريك كه از مغزهاي تاكنون خفته مانده روحانيون حزب اعتماد ملي بدر آمده ، ستون هايي چون معرفي وبلاگ ها به چشم مي خورد كه مي توان بدون صرف هزينه سياسي و يا ژورناليستي براي روزنامه،هرگونه مطلبي را انعكاس دهد و گريز مناسبي است به حوزه هايي كه نمي توان به ملاحظات سياسي وارد آن شد،در عين حال قالبي جوان پسند و مدرن است كه در مجموع توانسته كلاهي قشنگ براي حزب اعتماد ملي و نقابي عوام فريب براي يك پوپوليست باشد.كلاه ژورناليستي كه توانسته يك شبه آقاي كروبي را به آيت ا...تبديل كند.كاري كه كه مدتها قبل روزنامه جمهوري اسلامي براي آقاي هاشمي رفسنجاني انجام داده بود بي آنكه صداي كسي در بيايد.چرا كه هر چه باشد در جامعه اي به سر مي بريم كه به شدت عوام زده و دچار چوپانيزم فرهنگي است!!!

البته ما به هیچ وجه قصد ریشخند كروبي را نداشتیم. كافي است نام ايشان را در اينترنت سرچ كنيد .حداقل 4 سايت اولي كه باز مي شود در باب نقد و طنز ايشان است گرچه از زمان انتخابات تا كنون به روز نشده اند.اين نشان مي دهد كه روزنامه اعتمادملي حتي در حق پدر خويش هم خدمتي نكرده و نيست مقاله اي كه در دفاع از ايشان به چاپ رسيده باشد!!!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:37  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

بيانيه تشكل هاي دانشجويي

پيرامون پرونده اعضاي منتسب به جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه س و ب

مسئولين دانشگاه چه رابطه اي با جريان جامعه دارند؟

 

«به خدا سوگند!بيت المال تاراج شده را هر كجا كه بيابم به صاحبان اصلي آن بازمي گردانم،گرچه با آن ازدواج كرده،يا كنيزاني خريده باشند،زيرا در عدالت گشايش براي عموم است و آن كس كه عدالت بر او گران آيد،تحمل ستم براي او سخت تر است.»                                           « نهج ابلاغه ترجمه خطبه 16»

 

اكنون كه با افشاگری های انجمن اسلامی دانشجویان 1358 و شهادت اعضای سابق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه در سالهای گذشته و خيانت عده اي با عنوان «دانشجوي اصول گرا» بر همه تشكل هاي ارزشي روشن شده و همگان بر لزوم رسيدگي به پرونده ايشان اصرار و ابرام مي ورزند ، شاهد آن هستيم كه عده اي از مسئولين به واسطه اهمال يا اغراض خود مانع از اجراي عدالت مي شوند.

کار به جایی رسید که دبیر جدید جامعه که به پیشنهاد مسئولین انتصاب شده به جای آنکه به پرونده مفاسد تشکیلاتی و مالی و سیاسی دبیر قبلی رسیدگی کند درصدد شکایت علیه افراد منتقد برآمده است.

 این رو ذکر نکات زیر جهت آگاهی دانشجویان از عملکرد جامعه اسلامي در سالهاي 83 تا پايان ترم گذشته ضروری می نماید:

1-با توجه به ماده 21 دستورالعمل اجرایی که هیئت نظارت را مرجع رسیدگی به تخلفات انتخاباتی تشکلها می داند و لزوم برگزاری انتخابات سالیانه در تاریخ معین و عدم برگزاری انتخابات جامعه اسلامی از سال 84 تا کنون برخورد جدی و لغو مجوز جامعه اسلامی لازم می نماید.

2- با توجه به اینکه تنها و تنها یک شخصیت حقیقی و حقوقی تحت عنوان عضو جامعه اسلامی دانشگاه در طول چند سال اخیر فعالیت کرده و در جلسات شوراي عمومی اتحادیه جوامع اسلامی کل کشور شركت و دانشگاه صرفا ایشان را به عنوان نماینده جامعه اسلامی می شناسد و نیز مطابق تبصره دوم ماده 5 دستورالعمل اجرایی تشکلها ،مبنی بر عدم مشروطی در دو ترم متوالی یا سه ترم غیر متوالی افراد جهت عضویت در شورای مرکزی ، فعالیت ایشان غیر قانونی بوده است.

3- موارد متعدد استفاده از اموال بيت المال تحت لواي دعوت سخنران به نفع اشخاص كه يكي از موارد آن تخلفات گسترده با هزينه اعتبارات دانشگاه جهت برگزاري جلسه پرسش و پاسخ با استاندار محترم سيستان و بلوچستان بود كه برگزار نگرديد.(طبق شهادت شاهدان عيني)

4- استفاده از جامعه جهت كاركردهاي قومي و حزبي و ستاد هاي انتخاباتي (سند حكم احزاب با تائيد و امضاي اعضاي شوراي مركزي جامعه دانشگاه موجود است.)

5- دبير انتصابي جديد در شكايت خود عنوان کرده اند جامعه اسلامي تشكلي است زير نظر مستقيم دفتر مقام معظم رهبري و سعي كرده اند ما را در مقابل اتحاديه جوامع اسلامي دانشجويان سراسر كشور قرار دهند – در حالي كه مواضع انجمن در مقابل جامعه اسلامي كل كشور نبوده و تنها تخلفات دفتر دانشگاه سيستان و بلوچستان مد نظر است.

ضمنا ادعاي ايشان مبني بر ارتباط با دفتر رهبري كذب محض است كه اين موضوع پيگيري قانوني خواهد شد.

6- دريافت وجوهي تحت عنوان كار دانشجويي در ترمهايي كه جامعه فعاليت غير قانوني داشته و يا تنها عضو آن (دبير سابق) در حالت تعليق آموزشي  به سر مي برده اند مصداق مصرح سوء استفاده از بيت المال ميباشد.

حال كه تحت فشار افشاگري هاي انجمن اسلامي دانشجويان 1358 دانشگاه سيستان و بلوچستان ، ایشان تشکل جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه را تحویل فرد ديگري داده است ، پيش از هر حركت اعتراض آميز دانشجويي اعلام ميداریم،خواهان آن هستيم كه:

1- ضمن رسيدگي به شكايات اعضاي مستعفي جامعه اسلامي و انجمن از غاصبان اموال عمومي و تشكل جامعه ، مقصر يا مقصرين شناسايي و به دانشجويان معرفي شوند.

2- هر چه از اموال بيت المال در دوران«سلطنت آقايان» بر جامعه اسلامي تلف شده است بازگردانده شود.

3- متصدیان جدید تشكل جامعه اسلامي،مي بايست ضمن همکاری در برخورد با غاصبان بیت المال و عنوان این تشکل دانشجویی ،سیاست خود را در مسایل گذشته وآینده جامعه شفاف و با بازگشت به ارزشهای و آرمانهای جنبش دانشجویی راه را بر تکرار چنین مسائلی ببندند.

4- دبير انتصابي جديد ضمن اعلام جرم عليه ايشان كليه تخلفات را پيگيري كرده و به علت موارد فساد مالي كه شهادت شاهدان عيني آن موجود است و نيز عدم برگزاري انتخابات در دو سال گذشته بازخواست نمايد .

چنانچه دبير جديد در اين زمينه اقدام نمايد (كه رويه كنوني وي در توديع دبير سابق و تحويل جامعه اين چنين نبوده است) ما نيز ضمن اصرار بر مواضع شفاهي و نيز شكايت خود از دبير سابق جامعه با ايشان همراه خواهيم بود ، ولي چنانچه از وظيغه خود در اين زمينه سر باز زند شكايات و مواضع شفاهي انجمن پيرامون جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان تخلفات مالي و تشكيلاتي دبیر سابق شامل حال دبير انتصابي جديد نيز خواهد بود.

از آنجا که رویه دبیر انتصابی جدید تاکنون در جهت توجیه تخلفات دبیرسابق بوده است لذا جهت شفاف سازی هر چه بیشتر موضوع،

دبیر انتصابی جامعه اسلامی دانشجویان را به مناظره رودررو در حضور عموم دانشجویان و در شرایط عادلانه دعوت می نماییم .

5- خواهان آن هستیم شكايات مطروحه در كميته انضباطي دانشجويان عليه شاكيان پرونده جامعه ، باطل و از افرادي كه عليه ايشان پرونده سازي یا صدور حکم شده، عذرخواهي و اعاده حيثيت شود.

6-هيئت نظارت بر تشكل ها و ساير مراجع مسئول دانشگاه بايستي بعد از اين بيش از پيش به وظايف خود واقف شده و ضمن شفاف سازی علل اهمال در این پرونده به سیاستهای توام با تبعیض خود در قبال تشکلها پایان دهند.

در پایان تشکلهای دانشجویی با تاکید مجدد بر مواضع عدالتخواهانه خود اعلام می دارند چنانچه اقدامات لازم از سوی متصدیان جدید تشکل جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان و مسئولین امر در دانشگاه صورت نگیرد دانشجويان مذهبي و تشكل هاي اصول گرا و آرمان خواه در اين امر پيشگام شده و چنانچه حركت مناسبي از سوي مسئولين امر صورت نگيرد خود «عدالت» را در مورد ايشان اجرا خواهند كرد.

                                                                    و العاقبه للمتقين

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 20:54  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 

رضا نساجی زواره ،دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان 1358 دانشگاه سیستان و بلوچستان در گفتگو با خبرنگار سایت تحلیلی - خبری دانشجویان مستقل، ضمن تمجید از سیاستهای دولت نهم در قبال پرونده هسته ای گفت: قاطعیت دولت نهم و در راس آن شخص رئیس جمهور ، باعث شد که هم ایران به جایگاه شایسته خود برسد و هم غرب مجبور به پذیرش جایگاه ایران شود.

این دانشجوی فیزیک دانشگاه سیستان و بلوچستان با تشریح این موضوع که در بحث صلح آمیز هسته ای داشتن یکی از دو فن آوری آب سنگین و و یا غنی سازی کافی است ،افزود :ما امروز با افتخار میتوانیم بگوییم که هم آب سنگین تولید می کنیم و هم سالن غنی سازی مان در آستانه ورود به مرحله خودکفایی و تولید صنعتی است.

نساجی با تشریح عملکرد مسئولین درقبال پرونده هسته ای ایران در دولت هشتم و نهم گفت:این ماجرا خوب، بد و زشت خود را داشت،به گونه ای که شاهدیم از دست اندرکاران قبلی پرونده کسی چون سیروس ناصری به جرم فساد مالی از مدتها پیش متواری است و به کشور بازنگشته،فرد دیگری چون حسن روحانی به عنوان غول سیاسی و عمده مالک شناخته می شود و یکی همچون موسویان به جرم اقدام علیه امنیت ملی به چیزی بسیار پایین تر از جرم خود محکوم شده و این مساله آنقدر مسجل است که حتی اعتراض هم نمی کند.

این در حالی بود که جریانات سیاسی با حمایت از اینان قصد داشتند چنین افرادی را به زیر چتر حمایتی خود ببرند.

وی ادمه داد:در مقابل دیدیم که با انتقال پرونده از وزارت امور خارجه به شورای عالی امنیت ملی و بخصوص در دوران لاریجانی ،ایران به جای سیاست انفعالی از موضع قدرت وارد و دنیا را وادار به عقب نشینی کرد.در حالیکه دنیای غرب نمی توانست این را بپذیرد و چه در زمان روی کارآمدن لاریجانی و چه در زمان جلیلی تلاش کرد با اتخاذ مواضع تند ایران را بترساند و برخی ها تریبون ها و اشخاص نیز در داخل  چه از سر غفلت و چه از سر اغراض سیاسی کوشیدند مسئولین امر را از پیش باخته نشان دهند .در حالیکه گذشت زمان نشان داد هرچه ایران قاطع تر برخورد کند موفق تر خواهد بود و این همه از نگاه قاطعانه احمدی نژاد نشات می گرفت به نحوی که حتی برخی مجریان پرونده نتوانستند خود را آنچنان که باید با نگاه او هماهنگ کنند و در میانه راه بازمانده و جای خود را به دیگری دادند. بنابراین اگر احمدی نژاد را به عنوان فاتح این پرونده "سردارهسته ای"بنامیم سخنی به گزاف نگفته ایم.

وی افزود: رسانه های مغرض می کوشیدند با تحریف مسائل ذهن مردم را نسبت به موفقیت سیاستهای قاطعانه دولت در باب پرونده هسته ای مایوس کنند و تجربه تاریخی ملی شدن صنعت نفت را سرپوش بگذارند و یا در تضاد با شرایط کنونی جلوه دهند .این در حالی بود که سیاست آمریکا و غرب در قبال پرونده هسته ای ایران همان سیاستهای سال 1332 بود و اگر روسیه هم در قبال پرونده هستهای ایران مزورانه برخورد و منافع خود را دنبال می کرد ،شوروی سال 1332 هم همگام با آمریکا و انگلیس از دادن طلاهای ایران به دولت مصدق خودداری و در سرنگونی آن همه گونه تلاشی به خرج داد.

وی با مقایسه عملکرد برخی رسانه ها و جریانات مغرض مدعی ملی گرایی با جریان حزب توده در جریان ملی شدن صنعت نفت گفت:اگر حزب توده عمده ترین جریان سیاسی ایران و مخالف رژیم شاه بود اما در جهت سیاست شوروی و همگام با آمریکا قدم برداشت و به نحضت ملی شدن صنعت نفت خیانت کرد ،امروز شاهد بودیم که همه روزنامه ها و جریانات چپ حتی درون دانشگاه با سیاه نمایی مردم را ناامید و سعی می کردند سیاست هسته ای ایران را اولویت آخر قرار داده و مردم را به این سمت سوق دهند که ضرورت کشور،انرژی هسته ای نیست و هزینه ای که می پردازیم بیش از ظرفیت ها و منافع کشور است .

وی گفت:این تریبون های مدعی اصول گرایی  باید تکلیف خود را با وطن پرستی و مردم گرایی مشخص کنند،چرا که تجربه تاریخی این مردم نشان داده است اینان ملی گرایی تنها در  مقابل اسلام گرایی به کار می برند و ابزاری است بر علیه ملت و نه برای ملت.

این دانشجوی سال چهارم فیزیک دانشگاه با بیان اینکه حال برای رشد و شکوفایی هر چه بیشتر این تکنولوژی لازم است دولت دانشگاه ها را تقویت و پای این علم و بخصوص تکنولوژی غنی سازی را به دانشگاه ها باز کند گفت:برخی مسائل و بخصوص سیاستهای پژوهشی در دراز مدت و با صرف هزینه های کلان جواب می دهد و نسلهای آینده خرمن این صبر و استقامت نسل ما را که فشار های جهانی و هزینه گزاف تورم ناشی از تحریم ها را تحمل کردیم خواهند چید و گرنه در سیاستهای کوتاه مدت و مقطعی انتظار هیچ جهش علمی و اقتصادی را نخواهیم داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:34  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

دانشگاهی که همچنان با سیاست های دوران اصلاحات اداره می شود

Image

 

 مستقل: پيش از اين و در بهمن ماه 1386خبرگزاري فارس گفتگويي با رئيس دانشگاه

سيستان و بلوچستان داشت كه در آن به عملكرد عمراني ايشان پرداخته بود. حال شرايط به گونه اي فراهم شده كه از منظری دیگر به وضعیت دانشگاه نگاه کنیم و بر این اساس با يكي از دانشجويان منتقد اين دانشگاه به گفتگو بنشينيم.

رضا نساجی عضو هیئت موسس و دبیر انجمن اسلامی دانشجویان(1358) در گفتگو با خبرنگار سایت تحلیلی-خبری دانشجویان مستقل در خصوص برخی از مشکلات و رخدادهای این دانشگاه سخن گفته است. 

آقای نساجی، با خبر شدیم که این روزها دانشگاه سیستان و بلوچستان درگیر مسائلی است که عمده آن به شما و تشکل انجمن اسلامی دانشجویان(1358) بر می گردد. از انجمن اسلامی دانشجویان(1358) بگویید و از شرایط کنونی دانشگاه.

شرایطی که می فرمایید محدود به حال حاضر یا زمان يا دولت خاصی نیست، بلکه به سیاست های مسئولینی که برای یک دهه در این دانشگاه حضور داشته اند بر می گردد. سیاست های انسدادی و رفتارهای امنیتی در این دانشگاه از سیاست های دولت یا وزارت نشأت نمی گیرد. همان طوری که من در یک مقاله ای با عنوان "سیاست های آقایان ربطی به دولت نهم ندارد" عنوان کردم که در نشریات دانشگاه و همین طور در پایگاه اینترنتی انجمن منتشر شد. بدين معني كه اين اولين برخورد نبوده و آخري هم نخواهد بود.

 

با این حساب دانشگاه باید پیش از شما هم چنین مواردی را تجربه کرده باشد؟

بله؛ این مسائل برای اذهان دانشجویان تازگی ندارد که پیش از این شاهد محکومیت انضباطی اعضای شورای صنفی در سال ۸۲ و نیز محکومیت دبیر سابق جامعه اسلامی دانشجویان دانشکده ادبیات بودیم که تنها گناه شان مطالبه و انتقاد از مسئولین بود که پاسخ دانشجویان پرسشگر را با حکم تبعید و حذف ترم و توبیخ دادند.

به عنوان مثال یکی از دانشجویان مذهبی و عدالتخواه دانشگاه که به عنوان عضو سابق شورای مرکزی یکی از تشکل های دانشگاه پرده از برخی مسائل برداشته و با ارائه اسناد معتبر خواستار رسیدگی شده بود. اما مسئولان نه تنها به مدارک وی توجهی نکردند بلكه اين خود او بود كه در پايان محكوم گرديد.

 

شما این مسئله را ناشی از جهت گیری خاص سیاسی مدیران دانشگاه می دانید؟

نه؛ من دانشگاه سیستان و بلوچستان را بیش از اینکه متأثر از مسائل سیاسی بدانم درگیر قومیت گرایی و روابط  مدیران می دانم. شما توجه کنید که بحث فقط متوجه دانشجوی مذهبی و عدالتخواه نیست بلکه پیکان هجمه به سوی دانشجوی منتقد است.

این اولین بار نیست که کمیته انضباطی در صدد پرونده سازی برای دانشجویان و به خصوص فعالان تشکل ها برمی آید. چرا که در سال ۸۲ و در دوران آقای خاتمی طومار شورای صنفی در هم پیچیده شد و ما تاکنون از داشتن شورای صنفی بی بهره بوده ایم. اینها در زمان دولت اصلاح طلب دانشجوی دوم خردادی را حذف کردند، پس دانشجویان ارزشی را هم در دوران دولت اصول گرا قربانی خواهند کرد.

 

شما این برخوردها را بیش از اینکه انضباطی و اخلاقی بدانید ریشه در مسائل سیاسی و مدیریتی می دانید. این برخوردها چقدر از فضای سیاسی کشور و جامعه نشأت می گیرد؟

هیچ؛ ببینید من روند سیاست های فرهنگی دانشگاه را تشریح می کنم.

در سال 82 و در حالی که در دولت مدعی اصلاحات هستیم و تیم حاکم بر دانشگاه منصوب از جناح موافق آزادی بیان است شاهد برخورد حذفی با اعضای شورای صنفی به عنوان فعال ترین تشکل دانشجویی دانشگاه هستیم، سپس برگزاری مناظره ممنوع شد، در سال 83 تریبون آزاد ممنوع شد، و حال حتی جلسات پرسش و پاسخ شفاهی هم ممنوع است. من اسم این را اختناق می گذارم اختناقی که سیاست داخلی دانشگاه است و ربطی هم به دولت و سیاست های کلی نظام ندارد. چون الآن دولت اصولگرا بر سر کار است ولی در دانشگاه ما سیاست های غلط فرهنگی و سیاسی ادامه دارد، چرا که همان کسانی بر سر کارند که در سال های 76 و 77 با ظهور دولت اصلاحات بر سر کار آمدند و به یکباره نیروهای مذهبی و اصولگرا را تصفیه کردند.

 

شما بازتاب این سیاست ها را چگونه می بینید؟

من اشتباه را در سیاست ها و اولویت های آقایان مسئول در دانشگاه می بینم. آیا واقعا من یا دیگر عضو منتقد انجمن خطری برای دانشگاه یا جامعه هستیم؟ و آیا هم و غم مسئولین باید درهم کوبیدن ما باشد؟ آیا واقعاً ما مشکل نظام هستیم؟ متأسفانه در دانشگاه ما هر کس میزی دارد خود را معصوم و مبرا می داند و بی نیاز از نقد و اگر نقدی به او وارد شود یا انگشت سوال به سوی او بگیرند، آن انگشت را به عنوان زهر چشم می شکنند و آنرا در راستای دفاع از نظام تعبیر می کنند. مشکل اینجاست که دانشجویان و جو عمومی جامعه رفتار ايشان را به عنوان سیاست نظام جمهوری اسلامی تعبیر می کنند و به کلیت نظام تعمیم می دهند. همین امر باعث می شود که اشتباهاتشان مردم را از نظام ناامید و منتقدان را به سمت رفتارهای هنجار شکن ببرد. مسئولان باید بدانند که رفتارهای حذفی، دانشجویان را به خارج از نظام سوق می دهد، در حالی که انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران سایه مقدسی است که باید بر سر همه این دانشجویان و همه این مردم باشد و نباید هیچ کس را از این دایره خارج کرد یا از آن ناامید ساخت.

اما در حال حاضر غفلت یا غرض مسئولین به نحوی است که نخبه کشی و هنجارگریزی و فرار از ارزش ها را ترویج می کند در حالیکه ما_منظور مسئولین ما_ حق نداریم به واسطه سلایق شخصی و اغراض خود كه در سپهر حاکمان و حکومت جا می گیرد اشتباهاتی را مرتکب شویم که عده ای آنرا را به کل حاکمیت و نظام تعمیم دهند و به خاطر اشتباهات اشخاص از ارزش ها عبور کنند.

 

یعنی درواقع شما مشکل را در تقابل مسئولین با منتقدین می بینید؟

متأسفانه در دانشگاه ما مفهوم نقد به هیچ وجه نهادینه نشده، چه بهای سنگینی باید پرداخت تا به دانشجویان بگوییم که شما نه تنها حق دارید که بپرسید بلکه وظیفه دارید و نه تنها حق دارید که پاسخ بشنوید که وظیفه دارند پاسخ شما را بدهند. در واقع هدف ما فرهنگ سازی برای مطالبه بین دانشجویان و پاسخگویی در میان مسئولان بود اما برخی بیهوده همه را دشمن خود فرض می کنند و به نوعی دچار توهم توطئه هستند به نحوی که آنها وادار به برخوردهای خذفی و سیاست های تقابلی و تعارضی می کند. حال آنچه ایشان از آن تعبیر به توهین می کنند، انتقاد است و نوعی تعامل به شمار می رود و نه تعارض و حتی تقابل.

ایشان باید بدانند که ما بر خلاف عده ای که از چارچوب نظام خارج شده اند به خاطر اشتباهات اشخاص از ارزش ها عبور نمی کنیم اما در مقابل در دفاع از ارزش ها به اشخاص رحم نخواهیم کرد. البته در قاموس فکری ما " انتقاد" با "انکار" به کلی متفاوت است و "نقد" به معنای "نفی" نیست. يعني ما كارهاي مثبت مسئولين را در زمينه هاي عمراني ناديده نمي گيريم.

و اصلاً در راستای همین موضوع نقد بود که تشکل انجمن اسلامی دانشجویان مستقل که بعد ها بدل به انجمن 1358 گردید تشکیل شد.

 

برگرديم به بحث تأسيس انجمن،چگونه انجمن مجوز گرفت؟

در همین فضایی که پیش تر تشریح کردم، ما يعني برخی از فعالان دانشجویی در فعاليت با تشکل های مدعی تفکر ارزشی آن زمان به بن بست رسیديم چرا که مرور زمان نشان داد که این تشکل ها کارکرد اصلی خود را که همان نقد سازنده در چارچوب ارزش های نظام بود از دست داده اند و حتی به حیاط خلوت احزاب و اشخاص و قومیت ها بدل شده اند. بر همین اساس در تيرماه 85 اعضاي هيئت مؤسس ضمن حضور در دفتر مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه های سراسر كشور واقع در خيابان انقلاب تهران، ضمن آشنايي با تشكيلات و ديدگاه هاي اتحاديه براي تشكيل انجمن در دانشگاه سيستان و بلوچستان رايزني كردند كه در نهايت با تنظيم درخواست و اساسنامه انجمن اين درخواست در پايان تيرماه 84 به هيئت نظارت بر تشكل هاي اسلامي دانشگاه تحويل شد.

اما تا پايان تعطيلات تابستاني اين تقاضا مطرح نشد، و پس از دو ماه درگيري اداري و دوندگي در بروكراسي دانشگاه در 17 آبان 85 به ما مجوز اصولي را دادند كه شامل فعاليت محدود در دانشگاه مي شد و مجوز كامل منوط به بررسي اساسنامه انجمن و جمع آوري امضا و تأييد 3 درصد دانشجويان دانشگاه در حدود 500 نفر) به عنوان اعضاي انجمن مي شد. كسب مجوز نهايي ما در حدود 6 ماه ديگر وقت گرفت كه در اين مدت، ما به خاطر محافظه كاري مسئولين مجبور شديم بيش از 10 بار اساسنامه را تغيير داده و اساسنامه جديد ارائه دهيم. اين در حالي بود كه تصويب اساسنامه هاي دانشگاه هاي ديگر كه شباهت زيادي به اساسنامه ما داشت خيلي كمتر از اينها وقت برد.

 

مسئولان چقدر همكاري كردند؟

(با لبخند پاسخ مي دهد)همكاري در كار نبوده است. اما انتظار داريم مسئولان نيازهاي حداقلي ما را برآورده كنند.

مثلاً در بدو درخواست مجوز، آقايان ترجيح مي دادند انجمن هرگز تشكيل نشود، سپس با درخواست مجوز نشريات، درخواست امكانات و لوازم دفتر و تشكيلات، فضاي فيزيكي و دفتر انجمن مخالفت شد.

مثلاً شوراي فرهنگي ما را به هيئت نظارت پاس مي داد يا بر عكس، براي ديدار با رياست دانشگاه هر بار بيش از 6 هفته رفت و آمد لازم بود، در نهايت دكتر اكبري ضمن برخورد از موضع قدرت، با اكراه درخواست هاي ما را مي پذيرفت و ما را به مسئولان ديگر حواله مي داد كه آنها هم كار چنداني از پيش نمي بردند.

تا قبل از ارديبهشت 86، همه درخواست هاي ما موكول به تأييد اساسنامه در هيئت نظارت بود، اما بلافاصله پس از تأييد اساسنامه، انجمن سريعاً انتخابات شوراي مركزي را با حضور خوب دانشجويان برگزار كرد و درخواست هاي خود را از پي گرفت، با تلاش فراوان، نشريه انديشه آزاد، مجوز گرفت و در مدت يك سال 14 شماره به همراه دو ويژه نامه منتشر شد، اما درخواست دفتر و امكانات مسكوت ماند و تا به حال هم عليرغم گذشت 20 ماه از درخواست مجوز انجمن، هنوز ما دفتر يا فضاي فيزيكي نداريم.

 

چرا؟

آقايان اعلام كرده اند كه دانشگاه دفتر و فضاي لازم براي تشكل ها را ندارد و موظف به تأمين فضا براي تشكل ها نيست، اين در حالي است كه همان تشکلی که اکنون شاکی اصلی پرونده انجمن و شخص بنده است عليرغم آنكه 3 سال است هیچ  فعاليتي ندارد به همراه انجمن اسلامي دانشجویان عضو تحكيم وحدت طیف علامه دفاتر متعددي در سطح دانشگاه دارند.

 

شما همه مسائل را به سیاستهای مسئولین منتسب می کنید.فکر نمی کنید بیشتر مشکل به شاکیان خصوصی شما بر می گردد؟

ببینید انجمن یا بهتر است بگویم شخص بنده دو شاکی دارم شکایت دبیر انتصابی جدید يكي از تشكل ها که نه تنها انتخابات برگزار نکرده بلکه به جای آنکه به پرونده مفاسد تشکیلاتی و مالی و سیاسی دبير سابق آن رسیدگی کند درصدد اقدام علیه افراد منتقد برآمده است.

این در حالی است که پیش از این انجمن اسلامی دانشجویان(1358) این مفاسد را برملا و با طرح شکایت در هیئت نظارت خواستار بررسی این پرونده شده بود که هیچ جوابی تاکنون به آن داده نشده و حمایت همه جانبه مسئولین از این تشکل  باعث شده متهم در جایگاه شاکی قرار گیرد!!

دیگر اینکه چند نفر معلوم الحال که در پایان جلسه ضمن توهین به دبیر انجمن اقدام به ضرب و شتم نموده و سپس شکایت کرده اند. با توجه به آنکه شاهدان عینی به نفع انجمن شهادت داده اند، انجمن نیز متقابلاً اقدام به شکایت از ایشان نموده است اما تا اين لحظه هيچ پاسخي به آن داده نشده و حتي عنوان كرده اند چون شما ديرتر اقدام كرده ايد شكايت سودي ندارد.

 اما من مسأله را چیزی بیشتر از شکایت دو نفر ناشناس یا یک دبیر انتصابي در تشکیلاتی که سه سال است هیچ انتخاباتی برگزار نکرده و اتهامات گسترده ای در رابطه با مسائل مختلف به دبیر سابق آن وارد است می دانم که پیش از این مسئولین در مواضعی که در مجامع غیر رسمی اعلام کرده اند این را نشان داده اند.

 

چه مواضعی؟

وقتی مسئولی در بدو انتصاب در یک موضع گیری جنجال برانگیز می گوید: "شما مستقل نیستید و من شما را نمی پذیرم" و یا "اساسنامه شما را شخص رئیس جمهور نوشته" یا اینکه "شما عضو ندارید پس نباید ادعای دفتر و امکانات داشته باشید" یا اینکه "چه کسی به شما مجوز داده؟" و رسماً دگر دیسی فکری تحکیم که این تشکل را به اضمحلال برده تأیید می کند و جانبداری می کند شما اسم این موضوع را چه می گذارید؟

یا یک مسئول دیگر که در جناح مثلاً موافق است در پایان جلسه پرسش و پاسخی که من در آن به انتقاد از سیاست های فرهنگی و علمی دانشگاه و برخی تریبون ها و تشکل ها پرداختم  می گوید: "ما از خواب شب مان هم که شده می زنیم تا ایشان را حذف کنیم" و بعد در جواب یکی از اعضاء، انجمن ما را وابسته می خواند شما هنوز فکر می کنید این مسئله محدود به همین شاکیان و مدعیان است یا کسانی هستند که خود را پشت آنها پنهان کرده اند؟

شما تمام مسائل را به عنوان یک موضوع تشکیلاتی مطرح می کنید در چنین فضایی آیا کمیته انضباطی در چارچوب قانون عمل کرده است یا نه؟

باید برگردیم به فلسفه وجودی کمیته انضباطی و جایگاه حقوقی آن. کمیته انضباطی دانشجویان همانگونه که از نامش بر می آید نهادی است که می باید ضمن حفظ مرزبندی بین مسایل انضباطی- ارشادی با مسایل سیاسی- تشکیلاتی که در حوزه اختیار هیئت نظارت بر تشکل های اسلامی دانشگاه و کمیته ناظر بر نشریات است و نیز مسائل سیاسی- امنیتی که در حوزه کاری حراست دانشگاه است، برقراری نظم و آرامش عمومی را برعهده بگیرد.

تداخل کاری این نهاد که همواره به دلیل عدم التزام مجریان و مدیران به قانون و آیین نامه های مصوب بوجود آمده می تواند موجب بروز مشکلات عظیمی شود.

از طرف دیگر دخالت کمیته انضباطی در امور هیئت نظارت برتشکل ها چه در  سال های 82 و 83 و چه در حال حاضر وجود داشته و دارد به نحوی که به خود اجازه داده در سال 82  اعضای شورای صنفی را محکوم نماید. امری که امروز هم برای من به عنوان دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان 58 رخ داده است.

 

با توجه به اینکه ترکیب اعضای کمیته انضباطی دانشگاه ها طبق قانون تقریباً همان کادر هیئت نظارت بر تشکل ها و دیگر نهادهای مشورتی و انضباطی دانشگاه هاست چه اصراری دارید که پرونده به هیئت نظارت منتقل شود؟ آیا مورد خاصی در کمیته و فضای حاکم بر آن می بینید؟

چیزی که من می خواهم در اینجا بگویم شاید برای شما عجیب باشد. در دانشگاه ما از مدت ها پیش چیزی به وجود آمده به نام رابط که کار خبرچینی یا فعالیت هایی انجام می دهند به نحوی که اکثر دانشجویان کمیته انضباطی را با رابطین آشکار و مخفی آن (که البته چندان هم مخفی نیستند!!) می شناسند.

 

چنین چیزی در آیین نامه کمیته انضباطی دانشجویان وجود دارد؟

 نه؛ در واقع  نه تنها در آیین نامه کمیته انضباطی مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بلکه در هیچ یک از دانشگاه های کشور چیزی به اسم رابط مخفی یا آشکار وجود ندارد. چه برسد به اینکه برخي افرادی که خود پرونده های تخلفات اخلاقی داشته اند برای فرار از محکومیت انضباطی مجبور به فعالیت در کمیته شده و اقدام به خبرچینی می کنند.

چنین افرادی علاوه بر آنکه از حکم انضباطی مصون می مانند، چتر امنیتی پیدا می کنند. در حالیکه نص صریح قرآن کریم برآن است : " آیا دیگران را امر به معروف می کنید در حالی که خود را فراموش کرده اید؟ "

از این رو افرادی که فاقد خودساختگی و تهذیب نفس هستند نمی توانند وظیفه سنگین امر به معروف و نهی از منکر را بر عهده گیرند.

 

یعنی شما کلیت فضای کمیته انضباطی را اینگونه ارزیابی می کنید؟

نه؛ این بر می گردد به خرده افراد کمیته. در مقابل این افراد معلوم الحال که بیشتر رابطین مخفی هستند افرادی وجود دارند که وجهه مناسبی داشته و دارای حسن شهرت در دانشگاه هستند و عمده رابطین آشکار را تشکیل می دهند. وجود چنین افرادی علاوه بر اینکه باعث می شود عملکرد فجیع سایر ضابطین توجیه شود باعث ایجاد مشروعیت و مقبولیت کمیته در بین دانشجویان خواهند شد.

ضمن اینکه این تنها مشکل کمیته نیست. مثلا در سال ۸۲ و در دوره پنجم شورای صنفی به دبیر کلی آقای میلاد سراج تنها یک عضو دانشجویی در کمیته وجود داشت و کمیته فاقد عضو هیئت علمی و یک عضو دانشجویی بود. بر همین اساس، زمانی که میلاد سراج در مصاحبه مشترک به همراه معاون دانشجویی دانشگاه با مطبوعات غیرقانونی بودن کمیته و احکام آنرا مطرح کرد توجیه معاون دانشجویی و فرهنگی آن زمان این بود که چون جلسات با سه نفر رسمیت می یابد احکام وجاهت دارد در حالیکه زمانی جلسات رسمیت می یابد که چارت 5 نفره کمیته کامل باشد و تصادفاً یک یا دو نفر غایب باشند. نه اینکه کمیته کلاً سه نفر عضو داشته باشد!!

 

در پایان چه تحلیلی از نتیجه این مسائل و این نوع نگاه حاکم دارید؟

همان طور که قبلاً هم در نشریات دانشجویی و وبلاگ ها عنوان کرده ام باز هم تاکید می کنم که "احکام آقایان برای ما باعث افتخار است و اگر رویه برخورد با عدالتخواهان و منتقدین دلسوز همین باشد، بر مواضع اصولی و ارزشی خود مصر خواهیم ماند."

چرا که مشحص نیست چند نسل دیگر از بهترین دانشجویانمان باید قربانی سياست هاي آقایان شوند. افرادی که عملكردشان در تضاد با ارزش های انقلاب است. معتقدم این احکام مصداق باقیات الصالحات کسانی خواهد شد که هدفشان حق گویی و عدالتخواهی است.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 22:17  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

این روزها .....       

 این روزها اینقدر میدانم

که نمی دانم تا کی میتوانم آنها را بدانم

این روزها اینقدر می دانم

که شبهال نمی دانم کی خوابم خواهد برد

این روزها برای خیلی ها دیر شده است

چونکه برای خیلی هال دیر شده است

چونکه میدانند من همه چیز را میدانم

این روزها اگر همه چیز را همه کس بدانند

خیلی کس ها همه چیزشان را از دست میدهند

این روزها افکاری که در سر دارم

میخواهند خانه خود را بر باد دهند!!

 راست میگویند :زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

و باز میگویند :خون سرخ خاک تیره میکند آّباد !!

راست میگویند راست....

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 21:42  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

خیال خام

ره در پس و از  پیش  نباشد رهبر

وز مردم پیش از این نداریم خبر

ما راه رهایی از زمان پرسیدیم

گفتند در زمانه عیبی است مگر ؟

مردم شب شومتان  مرا می شکند

برقصد شکست شب ببندیم کمر

گفتند بخواب ورنه خود را بکشی

گفتم که چنین مرگ به از در بستر

گفتم  بروم  مگر  ببینم  نوری

گفتند شب است و خود سرآید به سحر

گفتم  سحر اندر پس کوه است هنوز ؟

تا کی بسپارم دل خود را به قمر

گفتم ره از این خرابه خواهم پیچید

گفتند مرو خیال خامی است پسر !!

 

قفل

این قافله قفلی به دهان دارد سخت

وز خوب و بدی شکست شد ما را بخت

این طایفه چندان که به خود می پیچید

جز سایه خود چه بیند از دار و درخت ؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 21:42  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

قاصدک

قاصدک هان چه خبر آوردی ؟

از کجا و از که خبر آوردی؟

خوش خبر باشی اما

اما گرد بام در من بی ثمر میگردی

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری و نه ز دیار و دیاری .... باری

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

برو آنجا که تو را منتظرند

قاصدک در دل من همه کورند و کرند

دست بردار از این در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ

 با دلم می گوید

که دروغی تو دروغ

که فریبی تو فریب

قاصدک خوان..... ولی

راستی آیا رفتی با باد ؟

با توام آی ... کجا رفتی آی ؟

راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟

مانده خاکستر گرمی یا جایی؟

در اجاقی –طعمه شعله نمی بندم – خردک شروی هست هنوز؟

قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم می گریند.......

                                                  زنده یاد اخوان ثالث

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 21:40  توسط شوراي مركزي انجمن  | 

 
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
<-LinkTitle->
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->

آرشیو موضوعی
<-CategoryName->

نویسندگان
<-AuthorName->

پیوندها
<-LinkTitle->

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM